→ دیوان اشعارفیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۸۱قدر سنبل بشکند چون واکند گیسوی خویش←شمارهٔ ۴۸۲هوا خوش است و حریفان باغ دوشادوش←شمارهٔ ۴۸۳دلی در سینه دارم مست و مدهوش←شمارهٔ ۴۸۴بر دوخته نرگس نظر از شرم نگاهش←شمارهٔ ۴۸۵ای مشرب خوشت به جهان یادگار عیش←شمارهٔ ۴۸۶به این شوخی که دارد پی بهار جلوه رنگینش←شمارهٔ ۴۸۷ای به درگاه تو واله هم عوام و هم خواص←شمارهٔ ۴۸۸ای جهانی به عبودیّت خاصت مختصّ←شمارهٔ ۴۸۹منم به یاد تو آسوده از نعیم ریاض←شمارهٔ ۴۹۰ای در ایجاد سماوات وجود تو غرض←شمارهٔ ۴۹۱گریه بیخون دلم رنگی ندارد در بساط←شمارهٔ ۴۹۲سخن به وادی انصاف کرده راه غلط←شمارهٔ ۴۹۳شد عمر صرف کار و نکردیم هیچ حظّ←شمارهٔ ۴۹۴چون شوقم از اضطراب محظوظ←شمارهٔ ۴۹۵امشب غریب نوسفری میکند وداع←شمارهٔ ۴۹۶عالم رود ز طنطنة نور در سماع←شمارهٔ ۴۹۷آب گردید استخوان در عشق جانانم چو شمع←شمارهٔ ۴۹۸نماند با مژة من غبار گریة شمع←شمارهٔ ۴۹۹نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ←شمارهٔ ۵۰۰با این همه گلها که عیانست درین باغ←شمارهٔ ۵۰۱بهرزه سلسله بر هم نمیزند آن زلف←شمارهٔ ۵۰۲خورشید بر فروزد از آتش تب عشق←شمارهٔ ۵۰۳گر هوس آلوده باشد دامان حسن است پاک←شمارهٔ ۵۰۴بدین نشاط که رفتیم ناتوان در خاک←شمارهٔ ۵۰۵از سر گذشتگان را تاج و کمر مبارک←شمارهٔ ۵۰۶به تابم روز از بیتابی اشک←شمارهٔ ۵۰۷چون کند میل سواری در قبال نیمرنگ←شمارهٔ ۵۰۸حدیثی بر زبان هر دم ز هر باب آورد بلبل←شمارهٔ ۵۰۹نسیم فیض تا شد جلوهگر در نو بهار دل←شمارهٔ ۵۱۰چنان بگداخت در زندان غم این جان بیحاصل←شمارهٔ ۵۱۱هر تار مژگانم بود موجیّ و عمّان در بغل←شمارهٔ ۵۱۲ای شده سر تا به پا چو گلبن پر گل←شمارهٔ ۵۱۳دیدة پیاله رشک می ناب کردهام←شمارهٔ ۵۱۴محرم دل سینة بیکینة خود کردهام←شمارهٔ ۵۱۵صیت حسنم که به آفاق به جنگ آمدهام←شمارهٔ ۵۱۶تا جدا از بزم آن آرام دلها ماندهام←شمارهٔ ۵۱۷بیرخت با تیرهروزی روزگاری ماندهام←شمارهٔ ۵۱۸باز در دل دود آه شعله ور پیچیدهام←شمارهٔ ۵۱۹مرد عشقم گرچه خود را در هوس پیچیدهام←شمارهٔ ۵۲۰دی صبا را همنشین زلف جانان دیدهام←