شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۵۲۱وقت آن شد کز لب دل گل کند تبخاله‌ام←شمارهٔ ۵۲۲خوش تلاش محرمی‌ها می‌کند بیگانه‌ام←شمارهٔ ۵۲۳درین دریای بی‌بن چون حبابم←شمارهٔ ۵۲۴نیایم در نظر از ناتوانی هر کجا افتم←شمارهٔ ۵۲۵تا چند ز بیداد تو خونین جگر افتم←شمارهٔ ۵۲۶گریه خونگرمست ز آن با دیده محرم ساختم←شمارهٔ ۵۲۷چون بر ابرویش نظر اندختم←شمارهٔ ۵۲۸چند بر سنگم زنی من شیشهٔ جان نیستم←شمارهٔ ۵۲۹چنان در کوی او افتادگی را کار می‌بستم←شمارهٔ ۵۳۰کاش چون پروانه من هم بال و پر می‌داشتم←شمارهٔ ۵۳۱هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم←شمارهٔ ۵۳۲به جز تو جمله بی‌حاصل گرفتم←شمارهٔ ۵۳۳به آن بیگانه امشب یک دو حرف آشنا گفتم←شمارهٔ ۵۳۴شکر خدا که باز به امداد همّتم←شمارهٔ ۵۳۵به کوی عشق در پیری چنان از پای افتادم←شمارهٔ ۵۳۶لبی پرشکوه از یاران بی‌مهر و وفا دارم←شمارهٔ ۵۳۷چو صبح از آفتابی طلعتی یک دم هوس دارم←شمارهٔ ۵۳۸همین نه لخت جگر در دهان غم دارم←شمارهٔ ۵۳۹راز در دل از آن نهان دارم←شمارهٔ ۵۴۰دلِ پر از گرهی از عتاب او دارم←شمارهٔ ۵۴۱همیشه آینه دل به پیش روی تو دارم←شمارهٔ ۵۴۲دهان بر بسته لبریز نوای یاربی دارم←شمارهٔ ۵۴۳بَدَم با نالة بلبل دل افسرده‌ای دارم←شمارهٔ ۵۴۴هرگز دلی از نالة خود شاد ندارم←شمارهٔ ۵۴۵به جیب چاک و به دل داغ هجر یار ندارم←شمارهٔ ۵۴۶دماغ سیر گلستان و گشت باغ ندارم←شمارهٔ ۵۴۷عمریست که در کوی بلا خانه نداریم←شمارهٔ ۵۴۸به زلف او دل خود را به ابرام آشنا کردم←شمارهٔ ۵۴۹کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم←شمارهٔ ۵۵۰بسی بگریستم کان شوخ را تندی ز خو بردم←شمارهٔ ۵۵۱غلط کردم دلت را با ترحّم آشنا کردم←شمارهٔ ۵۵۲به فریادی ترا سرگرم در بیداد خود کردم←شمارهٔ ۵۵۳چسان گرم سخن با آن بت شیرین دهن گردم←شمارهٔ ۵۵۴در ره او هر دو عالم را به یکدیگر زدم←شمارهٔ ۵۵۵شب ز شیون بلبل گوینده را آتش زدم←شمارهٔ ۵۵۶بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم←شمارهٔ ۵۵۷خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم←شمارهٔ ۵۵۸زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم←شمارهٔ ۵۵۹بیرحمی بالای زبر دست تو نازم←شمارهٔ ۵۶۰من مست محبّتم چه سازم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth