→ فتحعلیشاهفتحعلیشاه
فتحعلیشاه
غزلیات بخش دوم
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱پیری رسید و عهد جوانی تمام شد←شمارهٔ ۸۲ - (ناکامل)ای خوش آن دل که برد ره به سر کوی تو دست←شمارهٔ ۸۳ای ستمپیشه از جفای تو داد←شمارهٔ ۸۴آخر این بنده خدایی دارد←شمارهٔ ۸۵ - (ناکامل)ای صبا رو به فلان کس ز من دلشده گو←شمارهٔ ۸۶فتنهها از چشم جادو میکند←شمارهٔ ۸۷تلخکامی کامرانی میکند←شمارهٔ ۸۸تا کی ز هجرت من غمین وز شوق وصلت بیقرار←شمارهٔ ۸۹ز گردش فلک واژگون کژرفتار←شمارهٔ ۹۰دیدم امروز دلبری به شکار←شمارهٔ ۹۱بس که دلم داغ شد از ستم روزگار←شمارهٔ ۹۲سجده ابروی تو ای صنم دلنواز←شمارهٔ ۹۳اگر یک جرعه از دستت کنم نوش←شمارهٔ ۹۴نیست بر عاشق بیدل نظرش←شمارهٔ ۹۵من چون روم آه زاین تازه منزل←شمارهٔ ۹۶دارم بتی که سرو بود از قدش خجل←شمارهٔ ۹۷ز چشمت غمزهای من دام کردم←شمارهٔ ۹۸دل در بند غم افتاده را آزاد میکردم←شمارهٔ ۹۹دل را بگیر از دست من خواهی چو کردن بسملم←شمارهٔ ۱۰۰عاشق دلخسته را نیست بجز وصل کام←شمارهٔ ۱۰۱تا از برم رفت بیمهر یارم←شمارهٔ ۱۰۲راندیم چون ز درت من به ملامت رفتم←شمارهٔ ۱۰۳گر میکشی به تیرم دل از تو بر نگیرم←شمارهٔ ۱۰۴آخر ای پیمانگسل من یار غمخوار توام←شمارهٔ ۱۰۵هر صبح مینالم ز غم هر شام زاری میکنم←شمارهٔ ۱۰۶چین مویت به همه مملکت چین ندهم←شمارهٔ ۱۰۷چو عنقا شد نهان از دیدهها غم←شمارهٔ ۱۰۸من آرزوی وصل تو از دل به در کنم←شمارهٔ ۱۰۹ای تن اگر در غم او جان دهم←شمارهٔ ۱۱۰قید زلفندا جهان قیدندن آزاد اولمیشم←شمارهٔ ۱۱۱دلبرا جلوهای به صحرا کن←شمارهٔ ۱۱۲بندی ز قبای ناز وا کن←شمارهٔ ۱۱۳مانند رخت نه مهر تابان←شمارهٔ ۱۱۴آخر بکن ای سنگدل شرم از خدای خویشتن←شمارهٔ ۱۱۵قاصدا نامه ز من گیر و به جانان برسان←شمارهٔ ۱۱۶به محشر گریم و گویم خداوندا شهیدم من←شمارهٔ ۱۱۷یار من است یار اگر یار بود خدای من←شمارهٔ ۱۱۸چون که به زلف تو هست نافه چین چین به چین←شمارهٔ ۱۱۹ز آتش عشق تو ای پیمانشکن←شمارهٔ ۱۲۰در ره تو به کی خاک به سر ریختن←