شعر را زندگی کن
مولانا

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۱۰۴۱مرا یارا چنین بی‌یار مگذار←غزل شمارهٔ ۱۰۴۲منم از جان خود بیزار بیزار←غزل شمارهٔ ۱۰۴۳مرا اقبال خندانید آخر←غزل شمارهٔ ۱۰۴۴به ساقی درنگر در مست منگر←غزل شمارهٔ ۱۰۴۵بگردان ساقیا آن جام دیگر←غزل شمارهٔ ۱۰۴۶نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر←غزل شمارهٔ ۱۰۴۷در این سرما و باران یار خوشتر←غزل شمارهٔ ۱۰۴۸خداوند خداوندان اسرار←غزل شمارهٔ ۱۰۴۹صد بار بگفتمت نگهدار←غزل شمارهٔ ۱۰۵۰کی باشد اختری در اقطار←غزل شمارهٔ ۱۰۵۱شب گشت ولیک پیش اغیار←غزل شمارهٔ ۱۰۵۲نوریست میان شعر احمر←غزل شمارهٔ ۱۰۵۳نزدیک توام مرا مبین دور←غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ای یار شگرف در همه کار←غزل شمارهٔ ۱۰۵۵انجیرفروش را چه بهتر←غزل شمارهٔ ۱۰۵۶انجیرفروش را چه بهتر←غزل شمارهٔ ۱۰۵۷دارد درویش نوش دیگر←غزل شمارهٔ ۱۰۵۸آخر کی شود از آن لقا سیر←غزل شمارهٔ ۱۰۵۹گفتی که زیان کنی زیان گیر←غزل شمارهٔ ۱۰۶۰عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار←غزل شمارهٔ ۱۰۶۱عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار←غزل شمارهٔ ۱۰۶۲چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر←غزل شمارهٔ ۱۰۶۳عزم رفتن کرده‌ای چون عمر شیرین یاد دار←غزل شمارهٔ ۱۰۶۴مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار←غزل شمارهٔ ۱۰۶۵یا ربا این لطف‌ها را از لبش پاینده دار←غزل شمارهٔ ۱۰۶۶مرحبا ای جان باقی پادشاهِ کامیار←غزل شمارهٔ ۱۰۶۷سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر←غزل شمارهٔ ۱۰۶۸نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر←غزل شمارهٔ ۱۰۶۹در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر←غزل شمارهٔ ۱۰۷۰گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر←غزل شمارهٔ ۱۰۷۱معده را پر کرده‌ای دوش از خمیر و از فطیر←غزل شمارهٔ ۱۰۷۲گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر←غزل شمارهٔ ۱۰۷۳خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار←غزل شمارهٔ ۱۰۷۴گرْم در گفتار آمد آن صنم اَین الفرار←غزل شمارهٔ ۱۰۷۵آینه‌یْ چینی تو را با زنگی اعشیٰ چه کار‌؟←غزل شمارهٔ ۱۰۷۶لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار←غزل شمارهٔ ۱۰۷۷از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار←غزل شمارهٔ ۱۰۷۸شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر←غزل شمارهٔ ۱۰۷۹بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستور←غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth