→ دیوان اشعارامیر شاهی
امیر شاهی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱عید است و نوبهار و جهانرا جوانئی←شمارهٔ ۱۶۲تا گشودی دو زلف عنبرسای←شمارهٔ ۱۶۳ای که با طرّه پرچین و شکست آمدهای←شمارهٔ ۱۶۴ای شمع رخسار ترا، تابی به هر کاشانهای←شمارهٔ ۱۶۵ - استقبال از سعدیزهی روی تو روشن آفتابی←شمارهٔ ۱۶۶ - استقبال از کمال خجندیتا دل به غم عشق گرفتار نیابی←شمارهٔ ۱۶۷دلا تا ذوق هجران در نیابی←شمارهٔ ۱۶۸ای دل، ار پی به سر کوی ارادت بردی←شمارهٔ ۱۶۹دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی←شمارهٔ ۱۷۰اگر زلف تو خم در خم نبودی←شمارهٔ ۱۷۱لب شیرین شکرخند داری←شمارهٔ ۱۷۲دلا از مردمی بویی نداری←شمارهٔ ۱۷۳با اهل وفا ز هر چه داری←شمارهٔ ۱۷۴مرا کشتی، متاب آن گوشه ابرو به عیاری←شمارهٔ ۱۷۵دلا ز نرگس مستانهٔ که میپرسی؟←شمارهٔ ۱۷۶از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون میکشی←شمارهٔ ۱۷۷مرا دلی است بدان زلف تابدار یکی←شمارهٔ ۱۷۸ای ز عشقت عالمی را روی در آوارگی←شمارهٔ ۱۷۹مرا اگر چه ببینی و رو بگردانی←شمارهٔ ۱۸۰ای بی خبر از سوز دل و داغ نهانی←شمارهٔ ۱۸۱ - در باب بار ندادن بایسنقر به وی در مجلسیای که در بزم طرب جام دمادم میزنی←شمارهٔ ۱۸۲ - استقبال از کمال خجندیدولت وصلش میسر کی شود بیجستوجوی؟←شمارهٔ ۱۸۳خال که بر عارض مهوش نهی←شمارهٔ ۱۸۴چه حالتست که از حال من نمیپرسی؟←شمارهٔ ۱۸۵چه شوخیست که در چشم پر فتن داری؟←
→ صفحهٔ قبل۵ از ۵