شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارقاسم انوار
قاسم انوار

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱نهال دولتم را گل بر آمد←شمارهٔ ۲۸۲چشم بیدار مرا نوبت دیدار آمد←شمارهٔ ۲۸۳شاد باش،ای دل من،نوبت دیدار آمد←شمارهٔ ۲۸۴باز، ز خم باده های ناب بر آمد←شمارهٔ ۲۸۵یار ببازار کاینات برآمد←شمارهٔ ۲۸۶آن یار چو ناگاه ببازار برآمد←شمارهٔ ۲۸۷چون ماه من از مشرق انوار بر آمد←شمارهٔ ۲۸۸چون ماه نو از مشرق انوار برآمد←شمارهٔ ۲۸۹دلدار من از خانه ببازار برآمد←شمارهٔ ۲۹۰دمید صبح سعادت،که یار باز آمد←شمارهٔ ۲۹۱ازکف ساقی جان باده چو در جام آمد←شمارهٔ ۲۹۲آخر،ای شوخ جهان،عشوه گری با ما چند؟←شمارهٔ ۲۹۳در هوایت عاشقان مستمند←شمارهٔ ۲۹۴چنانکه چشم تو در غمزه دلبری داند←شمارهٔ ۲۹۵مرا اگر تو ندانی حبیب می داند←شمارهٔ ۲۹۶حالت جان مرا پیر مغان می‌داند←شمارهٔ ۲۹۷در آن چمن که تو دیدی گلی ببار نماند←شمارهٔ ۲۹۸منگر بعاشقان،که ز صد یک نشان نماند←شمارهٔ ۲۹۹در هیچ زمان غیر بدل راه ندادند←شمارهٔ ۳۰۰چند در مسجد و در صومعه غارت کردند←شمارهٔ ۳۰۱عاشقان را چو صلا جانب می خانه زدند←شمارهٔ ۳۰۲اندرین دور، که مستان طریقت خوارند←شمارهٔ ۳۰۳هر گه که یار شیوه ناز ابتدی کند←شمارهٔ ۳۰۴آنان که بجز روی تو جایی نگرانند←شمارهٔ ۳۰۵خرده بینان طریقت همه صرافانند←شمارهٔ ۳۰۶آب حیوان،که سکندر طلبش میفرمود←شمارهٔ ۳۰۷ای عشق توام در دو جهان مقصد و مقصود←شمارهٔ ۳۰۸بر کهن دیر جهان دوست تجلی فرمود←شمارهٔ ۳۰۹بیمن دولت محبوب عاقبت محمود←شمارهٔ ۳۱۰تویی،که مرهم ریشی و غایت مقصود←شمارهٔ ۳۱۱دل آینه صورت و معنیست عجب بود←شمارهٔ ۳۱۲رنگ رز خواست که خمی کند از کور و کبود←شمارهٔ ۳۱۳ز سوز و شوق تو از جان و دل بر آمد دود←شمارهٔ ۳۱۴زلفت شب قدرست،زهی سایه ممدود!←شمارهٔ ۳۱۵ساقیا،نور صبح روی نمود←شمارهٔ ۳۱۶سرمایه سعادت ما در دیار بود←شمارهٔ ۳۱۷صدبار فکر کردم و صد راه آزمود←شمارهٔ ۳۱۸عشقش بخاک بردم و گفتم که: یا ودود←شمارهٔ ۳۱۹«علم القرآن » ز «الرحمن » چه بود؟←شمارهٔ ۳۲۰فتنه در خواب قیامت خفته بود←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth