شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارآذر بیگدلی
آذر بیگدلی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱مطرب امشب ناله سر کرده است، نایی می‌زند←شمارهٔ ۸۲اهل وفا، به آرزوی دل نمی‌رسند؛←شمارهٔ ۸۳یار شد بیوفا، کسی چکند؟!←شمارهٔ ۸۴آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند←شمارهٔ ۸۵ناله ی مرغ قفس، گر بچمن گوش کند←شمارهٔ ۸۶جانم، از جانان حکایت می‌کند←شمارهٔ ۸۷خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی‌کند←شمارهٔ ۸۸مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند←شمارهٔ ۸۹شب پره کو روز آفتاب نبیند←شمارهٔ ۹۰با هم افسوس بتانی که در این ملک شهند←شمارهٔ ۹۱کسی کز رشک نتواند که روزی با منت بیند←شمارهٔ ۹۲گرت بخاک شهیدان گذار خواهد بود←شمارهٔ ۹۳یاد باد آنکه ز یاری منت عار نبود←شمارهٔ ۹۴دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود←شمارهٔ ۹۵به حسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود←شمارهٔ ۹۶از دلم داغ تمنای تو، مشکل برود؛←شمارهٔ ۹۷بربست محمل ماه من، از تن توانم می‌رود؛←شمارهٔ ۹۸با پستهٔ خندانت، شکر به چه کار آید؟!←شمارهٔ ۹۹مرا، کام دل، ازنگاهی برآید←شمارهٔ ۱۰۰ماه، بر روی چو ماهش نگرید←شمارهٔ ۱۰۱قاصدا، نامه‌ای از کوی فلانی به من آر←شمارهٔ ۱۰۲وفادارا، وفای من نگه دار؛←شمارهٔ ۱۰۳جز دل نالان مرا ای گل، نه دمساز دگر←شمارهٔ ۱۰۴ایزد سرشته هر دل از آب و گل دگر←شمارهٔ ۱۰۵بسته‌ای پای من و گویی: برو جای دگر←شمارهٔ ۱۰۶می‌رمد صیاد، از نالیدن ما در قفس؛←شمارهٔ ۱۰۷تا من افتادم به دام، افتاد غوغا در قفس؛←شمارهٔ ۱۰۸با مشک خطت، یاد ز عنبر نکند کس←شمارهٔ ۱۰۹چون صبر ز جور تو ستمگر نکند کس؟!←شمارهٔ ۱۱۰صبحدم، در باغ هر کو خندهٔ گل بایدش←شمارهٔ ۱۱۱دلم، از بی‌کسی می‌نالد و، کس نیست دمسازش؛←شمارهٔ ۱۱۲به من باد صبا در پرده گوید کاش پیغامش←شمارهٔ ۱۱۳مهی، که مایهٔ شادی عالم است غمش←شمارهٔ ۱۱۴از اسیران خود آن شه بی‌خبر بگذشت حیف←شمارهٔ ۱۱۵مشکل که برم من جان، آسان چو تو بردی دل؛←شمارهٔ ۱۱۶ای ساربان خدا را، آهسته رو به منزل←شمارهٔ ۱۱۷بی‌تو چو می در قدح ریزم و شکر به جام←شمارهٔ ۱۱۸یک قطره خون، ز تیغ بتان وام کرده‌ام؛←شمارهٔ ۱۱۹منت جفا ز وفا برگزیده آمده‌ام!←شمارهٔ ۱۲۰در قفس خود را بیاد آشیان انداختم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth