→ دیوان فارسیوفایی مهابادی
وفایی مهابادی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ای صفابخش جان نسیم صبا←شمارهٔ ۲بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را←شمارهٔ ۳ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خودآرا←شمارهٔ ۴تاریک مکُن روز مرا باز، نگارا←شمارهٔ ۵ای ترک خطا، ماه ختن، سرو دل آرا←شمارهٔ ۶باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟←شمارهٔ ۷شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلاله را←شمارهٔ ۸حلقه چون زد در دی زلفان رخ جانان را←شمارهٔ ۹بشکست چو زلف سیه مشک فشان را←شمارهٔ ۱۰آن روز کزان طره به رخ بست شکن را←شمارهٔ ۱۱ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را←شمارهٔ ۱۲ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب←شمارهٔ ۱۳ساقیا سوختم بیا بشتاب←شمارهٔ ۱۴خوش همی غلتد به رویش طرهٔ پر پیچ و تاب←شمارهٔ ۱۵صبا از من بگو با آن مه نا مهربان امشب←شمارهٔ ۱۶مرا بی تاب داری هر دم ای زلف بتاب امشب←شمارهٔ ۱۷گوشهٔ چشم توام گوشه نشین کرد ز خود←شمارهٔ ۱۸طره از باد وزان لرزان به روی دلبر است←شمارهٔ ۱۹ای رخ و زلفت شب تاریک و روز روشن است←شمارهٔ ۲۰ای فتنهٔ عالم به نگاه! این چه جمال است؟←شمارهٔ ۲۱ای آن که خطت سبز، لبت آب حیات است←شمارهٔ ۲۲گر کائنات نامه شود صد هزار بار←شمارهٔ ۲۳زلف مشکین بین که برعارض پریشان کرده است←شمارهٔ ۲۴ای به یادت عاشقان را هر نفس←شمارهٔ ۲۵بر دل و بر دیده گفتم: هر کجا خواهی بیا←شمارهٔ ۲۶قلم به دست من اندر سواد خطه ی نظم←شمارهٔ ۲۷ای راحت دل قوت روان لعل لبانت←شمارهٔ ۲۸خطا گفتم که زلفت مشک چین است←شمارهٔ ۲۹به راه دوست کسی سر نهد سبک بار است←شمارهٔ ۳۰دلبری دارم که در عالم نظیرش کم تر است←شمارهٔ ۳۱ای بت چین ای بلای جان خط و خالت←شمارهٔ ۳۲به فریادم رس ای جان عزیز! بان لعل شیرینت←شمارهٔ ۳۳کشیده طره سر از اختیار عارض قامت←شمارهٔ ۳۴رفتم کنارش امروز جا گوشوارهام داد←شمارهٔ ۳۵دل که با طره ی جانان سر سودا دارد←شمارهٔ ۳۶جز سر زلف تو دل که راه ندارد←شمارهٔ ۳۷هر شام و سحر روی تو دیدن مزه دارد←شمارهٔ ۳۸دو هفت سال ریاضت خاک شمزینان←شمارهٔ ۳۹سیه شد زلف با خورشید رو تا آشنایی خودنمایی کرد←شمارهٔ ۴۰بر چهره زلف خویش، پر از پیچ و تاب کرد←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←