شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۴۱ز استغنا خیالش را به ما پروا نمی‌افتد←شمارهٔ ۲۴۲کجا چو تیغ‌کشی در میان سپر گنجد!←شمارهٔ ۲۴۳سخن ز تنگیت اندر دهن نمی‌گنجد←شمارهٔ ۲۴۴ز من دور آن پری پیکر به صد دستور می‌گردد←شمارهٔ ۲۴۵ز اشک گرم من آتش کباب می‌گردد←شمارهٔ ۲۴۶به گلشن چون روی مرغ از نوا خاموش می‌گردد←شمارهٔ ۲۴۷دل مسیح ز دردم شکسته می‌گردد←شمارهٔ ۲۴۸نگاهش ناگهان چون تیر نازی بر کمان بندد←شمارهٔ ۲۴۹هر آه که درد از دل ناشاد برآرد←شمارهٔ ۲۵۰تا نکتة رنگینِ ادا جوش برآورد←شمارهٔ ۲۵۱تا ذوق نوا بر لب من جوش برآورد←شمارهٔ ۲۵۲شکستن رنگ از جانم برآورد←شمارهٔ ۲۵۳کسی که صبر به جنگ عتاب می‌آرد←شمارهٔ ۲۵۴مرا پای طلب از رهگذاری خارها دارد←شمارهٔ ۲۵۵به تماشای گل و لاله که پروا دارد؟←شمارهٔ ۲۵۶لبت تا شیوة سحر و فسون را مضطرب دارد←شمارهٔ ۲۵۷دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد←شمارهٔ ۲۵۸چنان دل تیر آن ابرو کمان را در نظر دارد←شمارهٔ ۲۵۹ز اشکم چهره گه خونین و گه همرنگ زر دارد←شمارهٔ ۲۶۰به رنگ عشقبازان برگ برگش رنگ زر دارد←شمارهٔ ۲۶۱نه اخگر از فسردان گرد خاکستر به بردارد؟←شمارهٔ ۲۶۲در آستین مژه‌ام طرح گلستان دارد←شمارهٔ ۲۶۳حدیث قتل من با تیغ دایم در عیان دارد←شمارهٔ ۲۶۴لب شیرین تبسّم خندة سحرآفرین دارد←شمارهٔ ۲۶۵به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد←شمارهٔ ۲۶۶به گوشه چشم سیاهت نگه به من دارد←شمارهٔ ۲۶۷از بس که هوای دهن تنگ تو دارد←شمارهٔ ۲۶۸ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد←شمارهٔ ۲۶۹مگر دلِ به غم عشق بسته‌ای دارد←شمارهٔ ۲۷۰عاشق آنست که در بر گل رویی دارد←شمارهٔ ۲۷۱بگو به شعله که پروانه بی تو تاب ندارد←شمارهٔ ۲۷۲چمن بی‌تو فیض هوایی ندارد←شمارهٔ ۲۷۳ز جور تو دل امتناعی ندارد←شمارهٔ ۲۷۴دو چشمت میل هشیاری ندارد←شمارهٔ ۲۷۵تنها نه ز زلفت دلم آرام ندارد←شمارهٔ ۲۷۶گر خود ز لطف گامی در راه ما گذارد←شمارهٔ ۲۷۷سرو نتوانست لاف قامتش از پیش برد←شمارهٔ ۲۷۸کسی ز کوی تو تا چند حبیب چاک برد!←شمارهٔ ۲۷۹ذوق دیدارست کامی کز جهان دل می‌برد←شمارهٔ ۲۸۰دوران حیله باز زما روبرو برد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth