شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱نبرم منّت کس کاش شرابم نبرد←شمارهٔ ۲۸۲امشب که از نم مژه آبم نمی‌برد←شمارهٔ ۲۸۳کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد←شمارهٔ ۲۸۴بسکه آرام از نگاهش بی‌محابا می‌پرد←شمارهٔ ۲۸۵گر نسیم صبحگاهی گلستان می‌پرورد←شمارهٔ ۲۸۶لعلت که باغ خنده ازو آب می‌خورد←شمارهٔ ۲۸۷لعل لبت ز خون گهر آب میخورد←شمارهٔ ۲۸۸منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد←شمارهٔ ۲۸۹گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد←شمارهٔ ۲۹۰خویش را بر آب و بر آیینه تا اظهار کرد←شمارهٔ ۲۹۱بی‌تو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد←شمارهٔ ۲۹۲کثرت غم در دلم بر یاد او جا تنگ کرد←شمارهٔ ۲۹۳نماز شام چنان نشئة میش گل کرد←شمارهٔ ۲۹۴مشّاطه چو آرایش آن زلف علم کرد←شمارهٔ ۲۹۵عشق ظاهر نمی‌توانم کرد←شمارهٔ ۲۹۶با یاد تو کونین فراموش توان کرد←شمارهٔ ۲۹۷به آن قد سرفرازی می‌توان کرد←شمارهٔ ۲۹۸به آن رخ جلوة خور می‌توان کرد←شمارهٔ ۲۹۹گفتگوی چشم جادویی مرا دیوانه کرد←شمارهٔ ۳۰۰گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد←شمارهٔ ۳۰۱یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد←شمارهٔ ۳۰۲عجب ار درین بهاران گل و لاله بار گیرد←شمارهٔ ۳۰۳چون صبا از گل تو بو گیرد←شمارهٔ ۳۰۴دماغم باج ذوق از نشئة سرشار می‌گیرد←شمارهٔ ۳۰۵به صد افسون در آن دل یاد من منزل نمی‌گیرد←شمارهٔ ۳۰۶چه شد بازم که زخمم باج از مرهم نمی‌گیرد←شمارهٔ ۳۰۷چه سازم دست دردی دامن جانم نمی‌گیرد←شمارهٔ ۳۰۸ویرانه دلی دان که محبّت نپذیرد←شمارهٔ ۳۰۹فریب جنّتم در عشق کی مغرور می‌سازد←شمارهٔ ۳۱۰شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد←شمارهٔ ۳۱۱صبح بلبل به نوا برخیزد←شمارهٔ ۳۱۲که می‌تواند از پیش یار برخیزد؟←شمارهٔ ۳۱۳جو آید در چمن از عندلیبان شور برخیزد←شمارهٔ ۳۱۴به باغ سبزه چو بیند خطت به سر خیزد←شمارهٔ ۳۱۵قدم از بار محنت برنخیزد←شمارهٔ ۳۱۶از دعا گویا اثر بازم به مطلب می‌رسد←شمارهٔ ۳۱۷ناله از دل تا به لب از ضعف مشکل میرسد←شمارهٔ ۳۱۸بخت کو کز تو بمن مژدة یادی برسد←شمارهٔ ۳۱۹کسی به درد سخن غیر طبع من نرسد←شمارهٔ ۳۲۰تا کی چنینم از مژه خون جگر چکد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth