شعر را زندگی کن
→ شهریارشهریار
شهریار

گزیدهٔ غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۴۱ - وداع جوانیجوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد←غزل شمارهٔ ۴۲ - طغرای امانآمد آن شاهد دل برده و جان بازآورد←غزل شمارهٔ ۴۳ - ستاره صبحچو آفتاب به شمشیر شعله برخیزد←غزل شمارهٔ ۴۴ - من نخواهد شدرقیبت گر هنر هم دزدد از من، من نخواهد شد←غزل شمارهٔ ۴۵ - رؤیای جوانیکاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد←غزل شمارهٔ ۴۶ - بهار زندانیبی تو ای دل نکند لاله به بار آمده باشد←غزل شمارهٔ ۴۷ - عیدی عشاقصبا به شوق، در ایوان شهریار آمد←غزل شمارهٔ ۴۸ - یادی از ایرجخوابم آشفت و سر خفته به دامان آمد←غزل شمارهٔ ۴۹ - افسانه شبماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد←غزل شمارهٔ ۵۰ - جلوه جلالشب است و چشم من و شمع اشک‌بارانند←غزل شمارهٔ ۵۱ - مسافر همدانمسافری که به رخ اشک حسرتم بدواند←غزل شمارهٔ ۵۲ - سیل روزگارلبت تا در شکفتن لاله سیراب را ماند←غزل شمارهٔ ۵۳ - سرود ساربانبهار آمد که بازم گل به باغ و بوستان خواند←غزل شمارهٔ ۵۴ - عید خوننوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند←غزل شمارهٔ ۵۵ - درس محبتروشنانی که به تاریکی شب گردانند←غزل شمارهٔ ۵۶ - هفت خوان عشقسبوکشان که به ظلمات عشق خضر رهند←غزل شمارهٔ ۵۷ - بارگاه حافظشب‌ها به کنج خلوتم آواز می‌دهند←غزل شمارهٔ ۵۸ - حافظ جاویدانتا که از طارم میخانه نشان خواهد بود←غزل شمارهٔ ۵۹ - جلوه جانانهشمعی فروخت چهره که پروانهٔ تو بود←غزل شمارهٔ ۶۰ - خوابی و خماریدوش در خواب من آن لاله‌عذار آمده بود←غزل شمارهٔ ۶۱ - بازار شوقیاد آن که جز به روی منش دیده وا نبود←غزل شمارهٔ ۶۲ - او بود و او نبوداشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود←غزل شمارهٔ ۶۳ - اشک ندامتگر به پیرانه سرم بخت جوانی به سر آید←غزل شمارهٔ ۶۴ - روزه‌شکنتا دهن بسته‌ام از نوش‌لبان می‌برم آزار←غزل شمارهٔ ۶۵ - ای شیرازدیدمت دورنمای در و بام ای شیراز←غزل شمارهٔ ۶۶ - به یاد استاد فرخفَرُّخا از تو دلم ساخته با یاد هنوز←غزل شمارهٔ ۶۷ - سینمای خزانشب است و باغ گلستان خزان رؤیاخیز←غزل شمارهٔ ۶۸ - جمال کعبهاگر که شبرو عشقی چراغ ماهت بس←غزل شمارهٔ ۶۹ - افسانه روزگارقمار عاشقان بردی ندارد از نداران پرس←غزل شمارهٔ ۷۰ - گله عاشقآتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس←غزل شمارهٔ ۷۱ - خدا حافظبه تودیع تو جان می‌خواهد از تن شد جدا حافظ←غزل شمارهٔ ۷۲ - شهید عشقبه خاک من گذری کن چو گل گریبان چاک←غزل شمارهٔ ۷۳ - غنای غماز غم جدا مشو که غنا می‌دهد به دل←غزل شمارهٔ ۷۴ - یاران دغلگر من از عشق غزالی غزلی ساخته‌ام←غزل شمارهٔ ۷۵ - هجران کشیده امدامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام←غزل شمارهٔ ۷۶ - زندان زندگیتا هستم ای رفیق ندانی که کیستم←غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامیبرو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردم←غزل شمارهٔ ۷۸ - لاله سیرابنفسی داشتم و ناله و شیون کردم←غزل شمارهٔ ۷۹ - حراج عشقچو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردم←غزل شمارهٔ ۸۰ - بخت خفته و دولت بیدارماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth