→ قاآنیقاآنی
قاآنی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ - در ستایش شاهزاده آزاده نواب فیروز میرزا فرمایدآنچه با برگ درختان ابر نوروزیکند←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ - در ستایش پادشاه ماضی محمد شاه غازی طاب الله ثراه گویدهر دل اسیر زلف تو بیدادگر بود←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - در ستایش نواب فریدون میرزا فرمایدهرکرا دل سپیدکار بود←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در ستایش شاهزاده مبرور فریدون میرزا فرمایدهرجاکه پارسی بت من جلوهگر شود←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه غازی طالالله بقاه و تال اللّه مناه در زمان ولیعهدی فرمایدتمام گشت مه روزه و هلال دمید←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ - در مدح حسینخان صاحباختیار فرمایدبهار آمدکه ازگلبن همی بانگ هزار آید←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ - در جشن میلاد حضرت ظل اللهی ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه گویددوش برگردون بسی تابان شهاب آمد پدید←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ - در مدح یکی از علمای علّام و فضلای ذویالعزّ والاحترام گویدمقتدای انس و جان آمد پدید←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۹ - در ستایش کهف الادانی و الاقاصی وزیر بینظیر جناب حاجی آقاسیاز شب نرفته دوش پاسی دو بیشتر←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۰ - و له ایضاً مدحهاقبال و بخت و نصرت و فیروزی و ظفر←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱ - در زمان ولیعهدی شاهنشاه اسلامپناه ناصرالدین شاه غازی خلد الله ملکه فرمایدالا ای خمیده سر زلف دلبر←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در زمان ولیعهدی شاهنشاه ماضی محمد شاه غازی طابلله ثراه گویدالحمد خدا را که ولیعهد مظفر←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ - در ستایش پادشاه ماضی محمد شاه غازی طابالله ثراه گویدالحمد که از موهبت ایزد داور←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴ - در ستایش امیرکبیر میرزا تقی خان رحمهالله فرمایدامسال عید اضحی با نصرت و ظفر←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵ - در ستایش نور حدیقه احمدی فاطمه اخت علیبنموسی علیهالسلامای به جلالت ز آفرینش برتر←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ - در ستایش زهره ی زهرای آسمان شهریاری عزیزالدوله که شاهنشاه ماضی را بهین دختر و خسرو غازی را گرامی خواهر فرمایدای طرهٔ مشکین تو همشیرهٔ قنبر←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - گریز این قصیدهٔ در نسخهٔ دیگر به نام امیر دیوان میرزا نبی خان دیده شد لهذا از محل تغییر تحریر شدای طرهٔ مشکین تو با مشک پسرعم←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ - در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گویدبحمدالله که باز از یاری گیهان خدا داور←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۹ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان آرامگاه نواب فریدون میرزا طاب ثراه گویدبستم به عزم پارس چو از ملک ری کمر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰ - مطلع ثانیکای همچو ابر جود تو فایض به خشک و تر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ - در تغزل و تشبیببس دلبرکانند به هر بوم و به هر بر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ - در مرثیهٔ امیرزادهٔ فردوس و ساده فاطمهسلطان صبیهٔ امیر دیوان طاب ثراهبه هر بهار گُل از زیر گِل برآرد سر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح جناب میرزا آقاسی گویدپیک دلارام دی درآمدم از در←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ - در ستایش وزیر بینظیر کهفالادانی و الاقاصی جناب حاجی آقاسی گویدچو حسن تربیت گردد قرین با پاکی گوهر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمدشاه طاب الله ثراه و فتح خراسان گویدچو زآشیانهٔ چرخ این عقاب زرینپر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش امیرکبیر و وزیر بینظیر میرزا تقی خان طاب الله ثراهگویدچو عید آمد و ماه صیام کرد سفر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش امیر با احتشام عزیز خان سردار کل نظام فرمایدخرم بهار منکه ز عیداست تازهتر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ - در تهنیت عید نوروز و مدح شاهنشاه فیروز محمدشاه غازی طابالله ثراه گویددر شب عید آن سمن عذار سمنبر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ - در ستایش مهد کبری و ستر عظمی کافلهٔالملک عاقلهٔالدوله مام پادشاهدلکا هیچ خبر داری کان ترک پسر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰ - در ستایش شاهزاده رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه و تخلص به معراج نبی صلعم گویددو سال بیش ندانمگذشت یاکمتر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ - مطلع ثانیشبی به عادت روز شباب عیش آور←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ - در تهنیت عید غدیر و ستایش شاهزاده ی بینظیر فریدون میرزا طاب ثراه گویددوش چو شد بر سریر چرخ مدور←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع ثانیاز دو محمد زمانه یافته زیور←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ - در ستایش نواب فریدون میراز طاب ثراه گویددوشینه کاین نیلی صدف گشت ازکواکب پر درر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ - من افکاره العالیدی آمد از در من آن دلفریب پسر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش پادشاه جمجاه محمدشاه غازی و فتح خوارزم گویدرسید؛ چه؟ خبر فتح؛ کی رسید؟ سحر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ - در منقبت هژبرالسالب اسد الله الغالب علیبن بیطالب علیه السّلام و فتح قلعه خیبر گویدسحر چو زمزمه آغازکرد مرغ سحر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ - مطلع ثانیمباش غره دلا در جهان به فضل و هنر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه در زمان ولیعهدی گویدسه هفته پیبشرک زین شبی به ماه صفر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ - مطلع ثانیزهیگرفته تیغ و سنان چه بحر و چه بر←