شعر را زندگی کن
→ شاه نعمت‌الله ولیشاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۱۳۲۱معنی اسم اعظم از ما جو←غزل شمارهٔ ۱۳۲۲گوهر دُر یتیم از ما بجو←غزل شمارهٔ ۱۳۲۳آبرو جوئی بیا از ما بجو←غزل شمارهٔ ۱۳۲۴ای دل گشایشی ز در عاشقان بجو←غزل شمارهٔ ۱۳۲۵گنج او در کنج دل ای جان بجو←غزل شمارهٔ ۱۳۲۶در دل دریا دلی گوهر بجو←غزل شمارهٔ ۱۳۲۷درد اگر داری دوا از خود بجو←غزل شمارهٔ ۱۳۲۸بیا گر عشق می ورزی ز ما جانانه ای را جو←غزل شمارهٔ ۱۳۲۹گر ذوق طلب کنی ز ما جو←غزل شمارهٔ ۱۳۳۰ذوق سرمستان ز مخموران مجو←غزل شمارهٔ ۱۳۳۱دنیا و آخرت بر رندان به نیم جو←غزل شمارهٔ ۱۳۳۲در ره عاشقی به جان می رو←غزل شمارهٔ ۱۳۳۳خوش برو خوش بنوش خوش می رو←غزل شمارهٔ ۱۳۳۴از بود وجود خود فنا شو←غزل شمارهٔ ۱۳۳۵مستانه ز خویشتن فنا شو←غزل شمارهٔ ۱۳۳۶بقا در عشق اگر خواهی فنا شو←غزل شمارهٔ ۱۳۳۷درین دریا درآ با ما و عین ما به ما میجو←غزل شمارهٔ ۱۳۳۸چون مردمک دیدهٔ ما گوشه نشین شو←غزل شمارهٔ ۱۳۳۹تا به کی در خواب باشی یک زمان بیدار شو←غزل شمارهٔ ۱۳۴۰گفتهٔ عاشقان به جان بشنو←غزل شمارهٔ ۱۳۴۱آه دلسوز عاشقان بشنو←غزل شمارهٔ ۱۳۴۲قول ما حق است از حق می شنو←غزل شمارهٔ ۱۳۴۳عالم منور است به نور جمال او←غزل شمارهٔ ۱۳۴۴نقشی نبسته ایم به غیر از خیال او←غزل شمارهٔ ۱۳۴۵آینهٔ جمال او نیست به جز جلال او←غزل شمارهٔ ۱۳۴۶هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای او←غزل شمارهٔ ۱۳۴۷نوای عالمی بخشی اگر یابی نوای او←غزل شمارهٔ ۱۳۴۸چشم عالم روشن است از آفتاب روی او←غزل شمارهٔ ۱۳۴۹گوش کن تا بشنوی اسرار او←غزل شمارهٔ ۱۳۵۰عالم منور است به نور حضور او←غزل شمارهٔ ۱۳۵۱چشم عالم روشن است از نور او←غزل شمارهٔ ۱۳۵۲بستیم کمر به خدمت او←غزل شمارهٔ ۱۳۵۳عاشق ارخواهد حدیث از عشق جانان گو بگو←غزل شمارهٔ ۱۳۵۴شاهبازی چو نعمت الله کو←غزل شمارهٔ ۱۳۵۵غیر ما در بحر ما از ما مجو←غزل شمارهٔ ۱۳۵۶تا نفرماید بگو بشنو ز من آن را مگو←غزل شمارهٔ ۱۳۵۷برو ای عقل بس محال مگو←غزل شمارهٔ ۱۳۵۸جان عاشق نجوید الا هو←غزل شمارهٔ ۱۳۵۹به هرحسنی که می بینم جمالش می نماید رو←غزل شمارهٔ ۱۳۶۰دو سخن می شنو یکی می گو←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth