→ حزین لاهیجیحزین لاهیجی
حزین لاهیجی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۰۱از داغ او سرم به گریبان آتش است←شمارهٔ ۲۰۲کام، آشنا به ماحضر روزگار نیست←شمارهٔ ۲۰۳بی شمع می، به بزم دل و دیده نور نیست←شمارهٔ ۲۰۴در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هست←شمارهٔ ۲۰۵خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست←شمارهٔ ۲۰۶لب از خون تر کنم گر ساغری نیست←شمارهٔ ۲۰۷تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست←شمارهٔ ۲۰۸دل گواه است که در پرده دلارایی هست←شمارهٔ ۲۰۹درین زمانه نه یاری نه غمگساری هست←شمارهٔ ۲۱۰دل خوردن عشاق تو کار دگران نیست←شمارهٔ ۲۱۱عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست←شمارهٔ ۲۱۲در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست←شمارهٔ ۲۱۳نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیست←شمارهٔ ۲۱۴چشم صاحب نظران در پی دنیاست که نیست←شمارهٔ ۲۱۵با مستی غمت به شراب احتیاج نیست←شمارهٔ ۲۱۶می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوست←شمارهٔ ۲۱۷دل در حریم وصل تو، پا را نگه نداشت←شمارهٔ ۲۱۸گرتو را روی زمین خواهش ماوای خوشی ست←شمارهٔ ۲۱۹ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات←شمارهٔ ۲۲۰ای یوسف مصر از تو گرفتار محبت←شمارهٔ ۲۲۱بلبل و پروانه را عشق گریبان گرفت←شمارهٔ ۲۲۲ز لنگر دل دیوانه، عشق بند گسست←شمارهٔ ۲۲۳در طینتم از بس که رگ و ریشه، وفا داشت←شمارهٔ ۲۲۴صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست←شمارهٔ ۲۲۵دور از در تو روضه ی رضوان به ما نساخت←شمارهٔ ۲۲۶گل خزان زده ام، زندگی ملال من است←شمارهٔ ۲۲۷گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است←شمارهٔ ۲۲۸مستان، شب غم رفت و سحرگاه فتوح است←شمارهٔ ۲۲۹رخسار تو را تازگی از چشم تر کیست؟←شمارهٔ ۲۳۰برخاست دل ز سینه و پیکان فرو نشست←شمارهٔ ۲۳۱ما را تن ضعیف به زندان عالم است←شمارهٔ ۲۳۲حیرانی من محرم آن روی چو ماه است←شمارهٔ ۲۳۳در کوی تو نقش قدمم، حالتم این است←شمارهٔ ۲۳۴از آن، سرم به هوای تو مایل افتاده ست←شمارهٔ ۲۳۵روزی که حجت از خلق، خواهند در قیامت←شمارهٔ ۲۳۶زاهد از ساغر شراب گریخت←شمارهٔ ۲۳۷کون و مکان به زیر نگین قناعت است←شمارهٔ ۲۳۸لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست←شمارهٔ ۲۳۹هیچ معلوم نشد، دیده تماشایی کیست؟←شمارهٔ ۲۴۰مژگان سرکشت، رگ جان ها گرفته است←