→ دیوان اشعارمجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱گلی کو کزو زخم خاری نیاید؟←شمارهٔ ۴۲نیک بدعهد گشت یار این بار←شمارهٔ ۴۳هر دم به بند زلف شکاری دگر مگیر←شمارهٔ ۴۴دوش دلبند من آن مهر گسل←شمارهٔ ۴۵شمع دل را شب هجران تو سر سوخته ام←شمارهٔ ۴۶مگذار تا توانی کز غم فغان برآرم←شمارهٔ ۴۷نصیحت میکنم دل را که دامن درکش از یارم←شمارهٔ ۴۸باز ناز ماهرویی میبرم←شمارهٔ ۴۹شاید که ز تو یک نفس آسوده نباشیم←شمارهٔ ۵۰گر ترا راحت جان می گویم←شمارهٔ ۵۱می درفگن به جام که مست شبانهایم←شمارهٔ ۵۲فراقت نیش غم ما را چنان در جان شکست ای جان←شمارهٔ ۵۳از زلف سر شکسته یکی حلقه در شکن←شمارهٔ ۵۴گفتم ای ترک نظر سوی من غمگین کن←شمارهٔ ۵۵ناوک مینداز ای صنم از غمزه بر من بیش ازین←شمارهٔ ۵۶داد دلم به دست غم طره دلربای تو←شمارهٔ ۵۷بی تو مرا یار کیست؟ جان ستم سوخته←شمارهٔ ۵۸مکن ای دوست دوای من دلریش بده←شمارهٔ ۵۹ای گرد صبح صادق از مشگ وام کرده←شمارهٔ ۶۰ای عارض چون روزت روزم به شب آورده←شمارهٔ ۶۱از غمزه صد تیر جفا بر جان ما انداختی←شمارهٔ ۶۲زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختی←شمارهٔ ۶۳پرده از لعل بر شکر بستی←شمارهٔ ۶۴گر ز چشم من خیالت یک زمان برخاستی←شمارهٔ ۶۵چه بد کردم که پیمانم شکستی؟←شمارهٔ ۶۶دریغا قصه دردت چنین مشکل نبایستی←شمارهٔ ۶۷گر چشم شوخ تو ز جفا خفته نیستی←شمارهٔ ۶۸باز از دو لب به عالم صد شور درفگندی←شمارهٔ ۶۹مرا فرسوده غم چند داری؟←شمارهٔ ۷۰چون تو از غم ندیده ای خواری←شمارهٔ ۷۱گره مشگ بر سمن چه زنی؟←شمارهٔ ۷۲حسن او بار دگر می بینی←شمارهٔ ۷۳ای به حسن آفت جهان که تویی←شمارهٔ ۷۴گر تو آنجا که تویی انده ما داشتیی←شمارهٔ ۷۵می دان که باز راه ستم بر گرفته ای←شمارهٔ ۷۶تا بسته بند زلف پریشان گشاده ای←شمارهٔ ۷۷انصاف دادهام که به خوبی یگانهای←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲