شعر را زندگی کن
نسیمی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گم‌کرده‌راهانمسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است←شمارهٔ ۴۲تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است←شمارهٔ ۴۳آن که بر لوح رخت خط الهی دانست←شمارهٔ ۴۴چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست←شمارهٔ ۴۵ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست←شمارهٔ ۴۶مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست←شمارهٔ ۴۷بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست←شمارهٔ ۴۸الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست←شمارهٔ ۴۹لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست←شمارهٔ ۵۰غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست←شمارهٔ ۵۱مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست←شمارهٔ ۵۲خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست←شمارهٔ ۵۳جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست←شمارهٔ ۵۴جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست←شمارهٔ ۵۵هر که با جام می لعل لبش همدم نیست←شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکوخاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست←شمارهٔ ۵۷حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست←شمارهٔ ۵۸نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست←شمارهٔ ۵۹خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت←شمارهٔ ۶۰آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت←شمارهٔ ۶۱ای که بردی تو به خوبی گرو از حور بهشت←شمارهٔ ۶۲دل بی تو از نعیم دو عالم ملال یافت←شمارهٔ ۶۳خون ببار از مژه ای دیده! که دلدار برفت←شمارهٔ ۶۴هر که را اندیشه زلف تو در دل جا گرفت←شمارهٔ ۶۵ای سایه الهی ظل همای زلفت←شمارهٔ ۶۶ای شمع فلک پرتوی از روی چو ماهت←شمارهٔ ۶۷ای نور رخت مطلع انوار هدایت←شمارهٔ ۶۸گر به می تشنه شود آن لب باریک مزاج←شمارهٔ ۶۹سی و دو خط رخت گنج ترا افتتاح←شمارهٔ ۷۰می روم با درد و حسرت از دیارت، خیر باد←شمارهٔ ۷۱رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد←شمارهٔ ۷۲ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد←شمارهٔ ۷۳تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد←شمارهٔ ۷۴ - استقبال از حافظتا پرده ز رخسار چو ماه تو برافتاد←شمارهٔ ۷۵کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد←شمارهٔ ۷۶دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد←شمارهٔ ۷۷ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد←شمارهٔ ۷۸دلی دارم که در وی غم نگنجد←شمارهٔ ۷۹گل صدبرگ من سنبل بر اطراف سمن دارد←شمارهٔ ۸۰شمع رویت صفت نور تجلی دارد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth