→ دیوان اشعارادیب الممالک
ادیب الممالک
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱ای مولد فرخنده دارای جهاندار←شمارهٔ ۸۲به حق تاج فلک سای شاه مهر سریر←شمارهٔ ۸۳چو مرد بست بفرمان کردگار کمر←شمارهٔ ۸۴ - قصیده وطنی در ۱۳۱۹تا کی ای شاعر سخنپرداز←شمارهٔ ۸۵ - قصیده در تهنیت نوروزهژیر و نغز و خوش ای باد نوبهار بوز←شمارهٔ ۸۶می طهور نیاید مرا به کار امروز←شمارهٔ ۸۷در صف بستان نسیم گشت مهندس←شمارهٔ ۸۸مه من که خورشید گردون غلامش←شمارهٔ ۸۹چو زد تکیه بر تخت سلطان دانش←شمارهٔ ۹۰ - از زبان حبیب الله خان نامی بسردار منصور نگاشتهای بسته پس طاعت یزدان کمر خویش←شمارهٔ ۹۱ - قصیده ناتمامگفتم تو کیستی کاین احسان به من نمودی←شمارهٔ ۹۲در کاروان نواخت درای آهنگ←شمارهٔ ۹۳ - چند بیت از یک قصیده ناتمام مانده به خط استادمرا وزارت عدلیه از نخستین بار←شمارهٔ ۹۴ - در نکوهش محمدعلی میرزای مخلوع هنگام بستن و کشتن مشروطهخواهان در باغ شاه تهرانچو شه به دامن جادو و جنبل آرد چنگ←شمارهٔ ۹۵مرا بخانه درون کودکی بسن دو سال←شمارهٔ ۹۶ - مطلع ثانیکه ای سفینه دستت خزینه آمال←شمارهٔ ۹۷چو شد بردالعجوز از چرخ نازل←شمارهٔ ۹۸ - چکامهاز عدل خویش قائمه ای ساخت ذوالجلال←شمارهٔ ۹۹مرا سیر سپهر از روز اول←شمارهٔ ۱۰۰خدای جل جلاله برای اسمعیل←شمارهٔ ۱۰۱باز بگشود صبا دست ستم←شمارهٔ ۱۰۲ای صبا گر رهت افتاد بر آن گوشه بام←شمارهٔ ۱۰۳چو مرد گیرد بعد از رضا ره تسلیم←شمارهٔ ۱۰۴به چراگاه چو در شد سپه انجم←شمارهٔ ۱۰۵بسی جستم نشان از اسم اعظم←شمارهٔ ۱۰۶ - چکامهمرد چو باشد بوقت کار هراسان←شمارهٔ ۱۰۷برآمد بامدادان مهر روشن←شمارهٔ ۱۰۸مردی بر آن سزد که کند عزم را متین←شمارهٔ ۱۰۹ - در نکوهش حسودانخرد پیر گفته بود که من←شمارهٔ ۱۱۰ - چکامهوقتی پسرم عیسی را که آنوقت دو سال و دو ماه از سنش گذشته بود از جانب کارگذاران حضرت اقدس ولینعمت روحی فدا خلعت استیفاء بدادند در پاداش چاکری من زیرا که کودک مهد که زبان پدر و مادر نیک نیاموخته استیفاء و دبیری هیچ نداند که چیست و بزرگان کار شگرف بنااهلان و خوردان ندهند مگر در جبلت وی استعدادی نگرند یا حقوق خدمت پدرانش را از ذمت عالی ادا کنند چون وزارت دیوان رسائل خاصه سرکاری و ریاست دارالانشاء در این وقت که بیست و پنجم صفر یکهزار و سیصد و هشت بود بر عهده جناب دبیرالسلطنه میرزا فضل الله خان طباطبائی مفوض میبود و آنجناب را با من محبتی فراوان مشاهده میشد باین ابیات او را ستایش کرده مطلع آنرا ترجمه این بیت تازی قرار دادم که گفته اندبیت←شمارهٔ ۱۱۱ - چکامهروز یکشنبه دویم ماه ربیع الثانی سال یکهزار و سیصد و هشت بود که خدایگانم با همراهان چون جناب اجل ساعدالملک و نواب والانصرة الدوله و خانبابا خان قاجار و دیگران که هم بشمار بزرگان میرفتند در ارومی بخانه امیرالامرای آن سامان بمهمان آمدند و آن مرد کسی است که در نزد شاهنشاه اسلامیان پناه خلدالله ملکه و دولته آبروئی فراوان دارد و روزگار جوانی را در سایه درخت دولت بپیری رسانیده و بنام و لقب ویرا آقاخان امیر تومان خواندندی و در این روز میزبانی بسزا کرده چندان خوان خورش بیاراست که آنهمه بخوردند و هنوز بسا خوانهای بزرگ که همچنان برجای مانده بود پس از آنکه خوردنی برداشتند خدایگان ایده الله تعالی ببازی شطرنج پرداخت و من در گوشه بسرودن این ابیات مشغول شدم و مسوده آن را در آن حضرت برخواندم تا دوستانم برشکفتند و دشمنانم بشگیفتند. و آن این است←شمارهٔ ۱۱۲همی بداد زر و گنج سیم وی بخرید←شمارهٔ ۱۱۳ - چکامهوقت خروش خروس و بانک مؤذن←شمارهٔ ۱۱۴ای خزیده درین سرای کهن←شمارهٔ ۱۱۵ببال ای تخت افریدون بناز ای تاج نوشروان←شمارهٔ ۱۱۶ای مانده دیر در سفر و دور از وطن←شمارهٔ ۱۱۷بماند نام کسان از دو چیز جاویدان←شمارهٔ ۱۱۸ - چکامهطهماسب خداوند راستین←شمارهٔ ۱۱۹ - مرثیهفغان ز گردش این چرخ کوژپشت کهن←شمارهٔ ۱۲۰ - در نکوهش بعضی از وزرای وزرانگیز آغاز مشروطیتبه ایران از اروپا گشت روشن←