→ دیوان اشعارفیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱امشب دگر نگاه کجت جاودانه است←شمارهٔ ۱۶۲سودای تو از جان وفاکیش نرفتست←شمارهٔ ۱۶۳گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است←شمارهٔ ۱۶۴برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکیست←شمارهٔ ۱۶۵چه شد که عشوه دگر مست خویشتنداریست←شمارهٔ ۱۶۶باز با مژگان ما سیلاب عهدی تازه بست←شمارهٔ ۱۶۷عشوهاش چون در چمن آیین لطف و ناز بست←شمارهٔ ۱۶۸در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست←شمارهٔ ۱۶۹تا صبا طرف نقاب از روی رخشانی شکست←شمارهٔ ۱۷۰چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکست←شمارهٔ ۱۷۱درمانده دل به کار من و من به کار دوست←شمارهٔ ۱۷۲موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست←شمارهٔ ۱۷۳گر تو پنداری بتان را بیوفایی نیست هست←شمارهٔ ۱۷۴از هستی تو عالم دیوانه پر شدست←شمارهٔ ۱۷۵در خشک و ترِ طاعت ما چشم تری نیست←شمارهٔ ۱۷۶بازم از نو به کمین غمزة پنهانی هست←شمارهٔ ۱۷۷دوش بی او شمع بزم ما ز حد افزون گریست←شمارهٔ ۱۷۸جز زلف تو ما را سر سودای دگر نیست←شمارهٔ ۱۷۹عشق میدانی است کانجا غیر مردی کار نیست←شمارهٔ ۱۸۰در شب غم همدمم جز آه بیتأثیر نیست←شمارهٔ ۱۸۱حسن صورت از بتان چون طبع آتشناک نیست←شمارهٔ ۱۸۲صید ما را تا ابد آزادی از دنبال نیست←شمارهٔ ۱۸۳تلخکامیهای ما از گردش ایّام نیست←شمارهٔ ۱۸۴دل که بیزخم تو باشد به جهان خرّم نیست←شمارهٔ ۱۸۵عشقبازان را سرود عیش گفتن رسم نیست←شمارهٔ ۱۸۶ذرّهای نیست که آیینة دیدار تو نیست←شمارهٔ ۱۸۷بستر گرمی تنم را همچو شمشیر تو نیست←شمارهٔ ۱۸۸ابر زا از خصمی مژگان من اندیشه نیست←شمارهٔ ۱۸۹بیلب او نشئهای در ساغر و پیمانه نیست←شمارهٔ ۱۹۰بر دل از داغ غم قیاسی نیست←شمارهٔ ۱۹۱چه ز نظّاره برد دیده که حیرانش نیست؟←شمارهٔ ۱۹۲امشب که ذوق جلوه رخش بینقاب داشت←شمارهٔ ۱۹۳دوشم چراغ دیده ز روی تو تاب داشت←شمارهٔ ۱۹۴یا بمن خود را ازین بیگانهتر بایست داشت←شمارهٔ ۱۹۵یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت←شمارهٔ ۱۹۶هر که در کوی تو چندی چو دلم منزل داشت←شمارهٔ ۱۹۷دی به خاطر یاد آن گیسوی مشکآسا گذشت←شمارهٔ ۱۹۸به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت←شمارهٔ ۱۹۹در گلشن الست که نیرنگ برنداشت←شمارهٔ ۲۰۰در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت←