شعر را زندگی کن
میلی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ای دل اندر آتش غم، آه دردآلود چیست←شمارهٔ ۸۲‌بگشا کمند زلف که دل دردمند توست←شمارهٔ ۸۳گر یار به سوی دیگران رفت←شمارهٔ ۸۴به خون من چه گواهی دهی ز روی ارادت←شمارهٔ ۸۵زپا فتاده‌ام و سر بر آستانه اوست←شمارهٔ ۸۶حرفی که از کسی نشنیدی، پیام ماست←شمارهٔ ۸۷نداری غم،‌ دلم گر از تو ناخشنود می‌گردد←شمارهٔ ۸۸عشّاق که ترک ره دلدار گرفتند←شمارهٔ ۸۹چو یار از من رمید، آرام جان من که خواهد شد؟←شمارهٔ ۹۰کو بخت آنکه یار شکایت ز من کند←شمارهٔ ۹۱دوش در بزم که لبهایت شراب‌آلوده بود؟←شمارهٔ ۹۲رازم فسانه از نگه عاشقانه شد←شمارهٔ ۹۳چو مرا به بزم بیند، زمیان کنار گیرد←شمارهٔ ۹۴شب، خواب پی به حال خرابم نمی‌برد←شمارهٔ ۹۵ز بس که شوق مرا برقرار نگذارد←شمارهٔ ۹۶زان جفاپیشه، کسانی‌که خبر می‌آرند←شمارهٔ ۹۷افغان که مرا همنفسان وانگذارند←شمارهٔ ۹۸بس که قاصد را بیازارد چو نام من برد←شمارهٔ ۹۹تلخکام غم او،‌ درد و دوا نشناسد←شمارهٔ ۱۰۰شب شوق بزم او رگ جانم گرفته بود←شمارهٔ ۱۰۱خوبان در آزمودن ما صد جفا کنند←شمارهٔ ۱۰۲نیم بسمل شدم از غمزه خودکامی چند←شمارهٔ ۱۰۳چند یارب غم دل در پی جان خواهد بود←شمارهٔ ۱۰۴گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرد←شمارهٔ ۱۰۵دعای عمر به این صید مبتلا چه کند←شمارهٔ ۱۰۶بس که در خاطر قرار بی‌وفایی می‌دهد←شمارهٔ ۱۰۷مستی از لعل شراب آلود او معلوم شد←شمارهٔ ۱۰۸لبت در خنده با من، وز نگاهت جنگ می‌بارد←شمارهٔ ۱۰۹نا کرده کار دلبر من دل به کین نهاد←شمارهٔ ۱۱۰چون دیدی‌ام، نظر به زمین دوختن چه بود←شمارهٔ ۱۱۱آن جفا پیشه که آیین وفا نشناسد←شمارهٔ ۱۱۲دوش ازان شعله که در جان من سوخته بود←شمارهٔ ۱۱۳جفا کشی که ز بزم تو خوار برخیزد←شمارهٔ ۱۱۴ز جراحت تو ذوقی دل بی‌قرار دارد←شمارهٔ ۱۱۵هر دشمنیی که بخت بد کرد←شمارهٔ ۱۱۶آن نیست که دل به جا نشیند←شمارهٔ ۱۱۷چو همرهی به من آن سرو خوشخرام کند←شمارهٔ ۱۱۸بس که خواهد به من آن عربده‌گر ننشیند←شمارهٔ ۱۱۹سرگران دوش گذشتن زمن زار چه بود←شمارهٔ ۱۲۰دل به جان شب همه شب ز آه و فغانم دارد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth