→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۹۲۱کسی که یار وفادار و مهربان دارد←شمارهٔ ۹۲۲بتم چو روی سوی خانه کتاب آرد←شمارهٔ ۹۲۳صبا نسیمی از آن آشنا نمی آرد←شمارهٔ ۹۲۴نظر ز روی تو خورشید بر نمی گیرد←شمارهٔ ۹۲۵سپیده دم که جهانی ز خواب برخیزد←شمارهٔ ۹۲۶غمم بکشت به کار جهان که پردازد←شمارهٔ ۹۲۷جهان چه بینم، چون دیدنی نمیارزد←شمارهٔ ۹۲۸به راه عشق سلامت چگونه در گنجد؟←شمارهٔ ۹۲۹خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد←شمارهٔ ۹۳۰سرم فدات چو تیغ تو گرد سر گردد←شمارهٔ ۹۳۱چو نقش چشم توام در دل حزین گردد←شمارهٔ ۹۳۲دلی که نرگس مستش به ناز بستاند←شمارهٔ ۹۳۳اگر نسیم صبا زلف او برافشاند←شمارهٔ ۹۳۴نسیم زلف تو دل را درون بجنباند←شمارهٔ ۹۳۵اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند←شمارهٔ ۹۳۶کسی که بوی تواش در دماغ می افتد←شمارهٔ ۹۳۷وفا ز یار جفاکار چون نمی آید←شمارهٔ ۹۳۸کدام شب که ترا در کنار خواهم کرد؟←شمارهٔ ۹۳۹نه بخت آنکه به موی تو راه خواهم کرد←شمارهٔ ۹۴۰اگر چه با تو حدیث جفا بخواهم کرد←شمارهٔ ۹۴۱مرا غمی ست که پیدا نمی توانم کرد←شمارهٔ ۹۴۲شب اوفتاد و غمم باز کار خواهد کرد←شمارهٔ ۹۴۳منم که تا زیم از عشق مست خواهم بود←شمارهٔ ۹۴۴نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بود←شمارهٔ ۹۴۵صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد←شمارهٔ ۹۴۶خطاب طلعت تو نامه زمین کردند←شمارهٔ ۹۴۷چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند←شمارهٔ ۹۴۸جماعتی که ز همصحبتان جدا باشند←شمارهٔ ۹۴۹نه با تو نسبت سرو چمن شود پیوند←شمارهٔ ۹۵۰جوان و پیر که در بند مال و فرزندند←شمارهٔ ۹۵۱فسرده را سخن از عاشقی نباید راند←شمارهٔ ۹۵۲چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد←شمارهٔ ۹۵۳دل ز تو بی غم نتوانیم کرد←شمارهٔ ۹۵۴تا رخ تو زلف ترا پیش کرد←شمارهٔ ۹۵۵در تو کسانی که نظر می کنند←شمارهٔ ۹۵۶مگر فتنه عشق بیدار شد←شمارهٔ ۹۵۷سبزه ها نو دمید و یار نیامد←شمارهٔ ۹۵۸نافه چین ز خاک کوی تو زاد←شمارهٔ ۹۵۹داد من آن بت طراز نداد←شمارهٔ ۹۶۰داد خواهم، اگر بخواهی داد←