→ دیوان اشعار فارسیامیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۰۱ - مخترعکیف و جان بخشدم آن لب می نابست مگر؟←شمارهٔ ۲۰۲ - تتبع خواجهنوبهاران به قدح آب طربناک انداز←شمارهٔ ۲۰۳ - مخترعاگر چه نیست امید وصال او هرگز←شمارهٔ ۲۰۴ - تتبع خواجهکوثر و حور ز گلزار جنان ما را بس←شمارهٔ ۲۰۵ - مخترعز من ای دل کف آن نازنین بوس←شمارهٔ ۲۰۶ - تتبع مخدومیارب چه بلاییست که آن شوخ قدحنوش←شمارهٔ ۲۰۷ - مخترعلب لعلت که گویم جان پاکش←شمارهٔ ۲۰۸تا که یک شام به بزم طربش در شد شمع←شمارهٔ ۲۰۹ - در طریق مخدومنهاد پیر مغان بر کفت چو باده صاف←شمارهٔ ۲۱۰ - تتبع خواجهاگر تو جرعه فشانی کمی بریز به خاک←شمارهٔ ۲۱۱ - تتبع میرمیرود سرو من و رفتار میماند به دل←شمارهٔ ۲۱۲ - تتبع خواجهساقی از رنج خمارم بد حال←شمارهٔ ۲۱۳ - اختراعبه مخموری پیاپی میتپد دل←شمارهٔ ۲۱۴ - مخترعزهی از جلوه بالای رعنایت بلا بر دل←شمارهٔ ۲۱۵منور است به روی تو دیده جانم←شمارهٔ ۲۱۶ - در طور مخدومدر دیر مغان شیفته پیر و جوانم←شمارهٔ ۲۱۷ - مخترعچو با صد حسرتش از دور بینم←شمارهٔ ۲۱۸ - مخترعز هجرت ای مَهِ بیمهر دل نابود شد تن هم←شمارهٔ ۲۱۹ - تتبع خواجهعکس رخسار چو بر ساغر صهبا فکنم←شمارهٔ ۲۲۰ - تتبع بعضی عزیزانبگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدم←شمارهٔ ۲۲۱ - تتبع مخدومباز در دیر مغان آه و فغان آوردهام←شمارهٔ ۲۲۲ - تتبع خواجهاینکه خود را به در میکده عریان کردم←شمارهٔ ۲۲۳ - مخترعمن که مخمور سحرگاه به میخانه روم←شمارهٔ ۲۲۴ - تتبع خواجهکنج تاریک غمت را تا به کی مسکن کنم←شمارهٔ ۲۲۵ - تتبع میر در رنگ خواجهچون عکس روی مغبچه خواهم تماشا بنگرم←شمارهٔ ۲۲۶ - تتبع مخدوماز باده تبرا چه کنم چون نتوانم←شمارهٔ ۲۲۷ - تتبع خواجهچه خوش باشد که باشد در بهارم←شمارهٔ ۲۲۸ - تتبع خواجهبهاران گر به گلشن طرح جام و ساغر اندازیم←شمارهٔ ۲۲۹ - تتبع خواجهدل سوزد از غم رخ آن شوخ مهوشم←شمارهٔ ۲۳۰ - تتبع خواجهمستم آنسان که گر از دیر مغان برخیزم←شمارهٔ ۲۳۱ - تتبع خواجهنبینم سوی او گرچه به رویش آرزومندم←شمارهٔ ۲۳۲ - تتبع شیخبه دو چشم یار اسیرم که همی زنند تیرم←شمارهٔ ۲۳۳باز در دیر بتی عشوهنما میبینم←شمارهٔ ۲۳۴ - تتبع خواجهما به میخانه پی دفع گناه آمدهایم←شمارهٔ ۲۳۵ - مخترعای کافر بد مست که بردی دل و دین هم←شمارهٔ ۲۳۶ - تتبع خواجهنیست دل اینکه منِ زارِ بلاکش دارم←شمارهٔ ۲۳۷ - تتبع شیخ کمالگفت راهم را بروب آن سیمبر گفتم به چشم←شمارهٔ ۲۳۸ - مخترعدر دیر زار مغبچه شوخ مهوشم←شمارهٔ ۲۳۹ - تتبع خواجهتا از هوای مغبچگان ناتوان شدم←شمارهٔ ۲۴۰ - مخترعگرچه دوش از داغ هجران آتشین تب داشتم←