→ هلالی جغتاییهلالی جغتایی
هلالی جغتایی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۰۱زهی شراب لبت مایه طربناکی!←شمارهٔ ۴۰۲آخر، ای شوخ، دل از جور تو غمگین تا کی؟←شمارهٔ ۴۰۳جان من در فرقت جانان برآید کاشکی!←شمارهٔ ۴۰۴یار دور از صحبت اغیار بودی کاشکی!←شمارهٔ ۴۰۵با تو از اول نبودی آشنایی کاشکی!←شمارهٔ ۴۰۶ای گلستان جمالت در کمال خرمی←شمارهٔ ۴۰۷اگر بلطف بخوانی وگر بجور برانی←شمارهٔ ۴۰۸تو از من فارغ و من از تو دارم صد پریشانی←شمارهٔ ۴۰۹چه حاجتست که گه خشم و گه عتاب کنی؟←شمارهٔ ۴۱۰ز روی ناز و حیا منعم از نیاز کنی←شمارهٔ ۴۱۱چه شد که جانب اهل وفا گذر نکنی؟←شمارهٔ ۴۱۲ناگاه اگر ز ما سخنی گوش میکنی←شمارهٔ ۴۱۳ای که در عاشقکشی هر لحظه صد خون میکنی←شمارهٔ ۴۱۴تیر و کمان گرفتهای، سوی شکار میروی←شمارهٔ ۴۱۵سوی شکار، ای بت رعنا، چه میروی؟←شمارهٔ ۴۱۶آن کف پا بر زمین حیفست، ای سرو سهی←شمارهٔ ۴۱۷خدا را سوی مشتاقان نگاهی←شمارهٔ ۴۱۸ای صد هزار چون من خاک در سرایی←شمارهٔ ۴۱۹به رهت ز رشک میرم، چو به غیر همره آیی←شمارهٔ ۴۲۰چند رسوا شوم از عشق من شیدایی؟←شمارهٔ ۴۲۱چون در میان خوبان رسمیست بی وفایی←شمارهٔ ۴۲۲سحرگاهان که چون خورشید از منزل برون آیی←شمارهٔ ۴۲۳عشاق را حیات بجانست و جان تویی←
→ صفحهٔ قبل۱۱ از ۱۱