→ شاه نعمتالله ولیشاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ای درد تو درمان من جان منی تو یا تنی←غزل شمارهٔ ۱۴۸۲هر زمان خاطر مرا شکنی←غزل شمارهٔ ۱۴۸۳هرکه از ذوق خبر دارد و داند سخنی←غزل شمارهٔ ۱۴۸۴دنیا حکایتیست حکایت چه می کنی←غزل شمارهٔ ۱۴۸۵ای خواجه در حجابی از خود صفا نیابی←غزل شمارهٔ ۱۴۸۶بی درد دلی دوا نیابی←غزل شمارهٔ ۱۴۸۷بی درد دلی دوا نیابی←غزل شمارهٔ ۱۴۸۸چو یارم دلبر دیگر نیابی←غزل شمارهٔ ۱۴۸۹خبری گر ز حال ما یابی←غزل شمارهٔ ۱۴۹۰گر ز صاحبنظر نظر یابی←غزل شمارهٔ ۱۴۹۱هر ذره ای ز عالم بنموده آفتابی←غزل شمارهٔ ۱۴۹۲حال او از بشر چه می پرسی←غزل شمارهٔ ۱۴۹۳هنر از بی هنر چه می پرسی←غزل شمارهٔ ۱۴۹۴در پی عشق روان شو که به جائی برسی←غزل شمارهٔ ۱۴۹۵عاقلی و نام عاشق می بری←غزل شمارهٔ ۱۴۹۶زر به باران ده که تا جان را بری←غزل شمارهٔ ۱۴۹۷گر به دلبر دل سپاری دل بری←غزل شمارهٔ ۱۴۹۸دل به دلبر گر سپاری دل بری←غزل شمارهٔ ۱۴۹۹درویش فقیریم و نخواهیم امیری←غزل شمارهٔ ۱۵۰۰جان چه باشد گر نباشد عاشق جان پروری←غزل شمارهٔ ۱۵۰۱گذری کن به سوی ما گذری←غزل شمارهٔ ۱۵۰۲جز خیال تو درین دیده نگنجد دگری←غزل شمارهٔ ۱۵۰۳گرچه میری در این جهان میری←غزل شمارهٔ ۱۵۰۴مرید پیر خمارم که دارد این چنین پیری←غزل شمارهٔ ۱۵۰۵ز سودای جهان بگذر اگر سودای ما داری←غزل شمارهٔ ۱۵۰۶جام ساقی پر مئی آری←غزل شمارهٔ ۱۵۰۷عشق جانان اگر به جان داری←غزل شمارهٔ ۱۵۰۸یاریست یار یاران یاری چگونه یاری←غزل شمارهٔ ۱۵۰۹یار با ما نمی کنی یاری←غزل شمارهٔ ۱۵۱۰تخم نیک و بدی که می کاری←غزل شمارهٔ ۱۵۱۱سخن یار بشنو از یاری←غزل شمارهٔ ۱۵۱۲آمد به درت جان عزیز از سر یاری←غزل شمارهٔ ۱۵۱۳عمر ضایع مکن به بیکاری←غزل شمارهٔ ۱۵۱۴در خرابات مجو همچو من میخواری←غزل شمارهٔ ۱۵۱۵خواه در خواب و خواه بیداری←غزل شمارهٔ ۱۵۱۶جان و جانان توئی چه پنداری←غزل شمارهٔ ۱۵۱۷ماه من امشب برآمد خوش خوشی←غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ز من توحید می پرسی جوابت چیست خاموشی←غزل شمارهٔ ۱۵۱۹بر تخت دلم نشسته شاهی←غزل شمارهٔ ۱۵۲۰درآمد از درم خوش پادشاهی←