شعر را زندگی کن
→ شاه نعمت‌الله ولیشاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۱۴۴۱دل ز ما کردی بری یعنی که چه ←غزل شمارهٔ ۱۴۴۲سروری خواهی بیا و سر بنه←غزل شمارهٔ ۱۴۴۳برو ای عقل و پند مست مده←غزل شمارهٔ ۱۴۴۴دامن عاشقان ز دست مده←غزل شمارهٔ ۱۴۴۵بیا ای ساقی مستان و جام می به مستان ده←غزل شمارهٔ ۱۴۴۶می عشقش به شیر مردان ده←غزل شمارهٔ ۱۴۴۷بیا ساقی و جام می به ما ده←غزل شمارهٔ ۱۴۴۸ساقی قدحی شراب در ده←غزل شمارهٔ ۱۴۴۹چنین دیوان که ما داریم از دیوان دیوان به←غزل شمارهٔ ۱۴۵۰دولتت را که هست پاینده←غزل شمارهٔ ۱۴۵۱گر به خانه روی و در بندی←غزل شمارهٔ ۱۴۵۲درد می‌کش که تا دوا یابی←غزل شمارهٔ ۱۴۵۳در آ در بحر ما با ما که عین ما به ما بینی←غزل شمارهٔ ۱۴۵۴وه چه حسن است اینکه پیدا کرده ای←غزل شمارهٔ ۱۴۵۵نرگست را باز سرخوش کرده ای←غزل شمارهٔ ۱۴۵۶می حلالت باد اگر در بزم رندان خورده ای←غزل شمارهٔ ۱۴۵۷عشق تو گنجی و دل ویرانه ای←غزل شمارهٔ ۱۴۵۸خرمنی گندم نگر در دانه ای←غزل شمارهٔ ۱۴۵۹نیک سیاح جهان گردیده ای←غزل شمارهٔ ۱۴۶۰به چشم مست ما نگر که نور روی او بینی←غزل شمارهٔ ۱۴۶۱ای که می گوئی که هستم از منی←غزل شمارهٔ ۱۴۶۲بیا بر چشم ما بنشین که خوش آب روان بینی←غزل شمارهٔ ۱۴۶۳گفتم که نقش رویت گفتا در آب بینی←غزل شمارهٔ ۱۴۶۴عالمی صورتست و او معنی←غزل شمارهٔ ۱۴۶۵شاه عالم گداست تا دانی←غزل شمارهٔ ۱۴۶۶غیر حق باطلست تا دانی←غزل شمارهٔ ۱۴۶۷همه تقدیر اوست تا دانی←غزل شمارهٔ ۱۴۶۸هر چه هست آن یکی است تا دانی←غزل شمارهٔ ۱۴۶۹در وجود او یکی است تا دانی←غزل شمارهٔ ۱۴۷۰همه عین همند تا دانی←غزل شمارهٔ ۱۴۷۱در هوای دنیای دون دنی←غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ما آن تو ایم ، آن تو دانی←غزل شمارهٔ ۱۴۷۳بی عشق مباش یک زمانی←غزل شمارهٔ ۱۴۷۴تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی←غزل شمارهٔ ۱۴۷۵نعمت الله نمی شود فانی←غزل شمارهٔ ۱۴۷۶حرف جام شراب اگر دانی←غزل شمارهٔ ۱۴۷۷خواه نباتی و خواه حیوانی←غزل شمارهٔ ۱۴۷۸مرنجان جان باقی را برای این تن فانی←غزل شمارهٔ ۱۴۷۹گرچه آب حیات را مانی←غزل شمارهٔ ۱۴۸۰زهی عقل و زهی دانش که تو خود را نمی دانی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth