شعر را زندگی کن
→ ملک‌الشعرا بهارملک‌الشعرا بهار
ملک‌الشعرا بهار

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱ - چیستانچیست آن جنبدهٔ والاگهر←شمارهٔ ۱۲۲ - هدیه باکوروز آدینه ببستیم ز ری رخت سفر←شمارهٔ ۱۲۳ - کناره‌گیری از وزارت و شکایت از دوستحدیث عهد و وفا شد فسانه در کشور←شمارهٔ ۱۲۴ - در منقبت حضرت فاطمه‌زهرا علیهاسلامای زده زنار بر، ز مشک به رخسار←شمارهٔ ۱۲۵ - لغزچیست آن سرو نارسیده به بار←شمارهٔ ۱۲۶ - تغزل و بهاریهگشاده روی بهار، ای گشاده روی بهار←شمارهٔ ۱۲۷ - مرگ تزارخمش مباش کنون کامد ای بهار، بهار←شمارهٔ ۱۲۸ - لاله زارچون پای خرد خرد نهادی به لاله‌زار←شمارهٔ ۱۲۹ - در وصف آتلیه نقاشی اسعدحبذا از این نگارستان پر نقش و نگار←شمارهٔ ۱۳۰ - بی‌خبرای‌خوش آن‌ساعت که‌آید پیک جانان بی‌خبر←شمارهٔ ۱۳۱ - پائیز و زمستانروان شد لشگر آبان به طرف جوببار اندر←شمارهٔ ۱۳۲ - تجدید مطلع (در توصیف مازندران)خوشست اکنون اگر جویی به آبسکون گذار اندر ←شمارهٔ ۱۳۳ - تغزلسنبل داری به گوشهٔ چمن اندر←شمارهٔ ۱۳۴ - در وصف انگورانگور شد آبستن هان ای بچهٔ حور←شمارهٔ ۱۳۵ - مجلس چهاردهمبه بهارستان افتاد مرا دوش عبور←شمارهٔ ۱۳۶ - تغزلبوستان بشکفت و بلبل برکشید از دل صفیر←شمارهٔ ۱۳۷ - تغزل و تشبیبباد بیاورد بوی مشک به شبگیر←شمارهٔ ۱۳۸ - بهاریه و تشبیبنگر به زلف و بنا گوش آن بت کشمیر←شمارهٔ ۱۳۹ - شکواییهشریر، قاضی و رهزن‌، امین و دزد، عسس‌!←شمارهٔ ۱۴۰ - خیانتآن را که نگون است رایتش←شمارهٔ ۱۴۱ - تغزلبربوده دلم چشم پر فنش←شمارهٔ ۱۴۲ - به یکی از دوستانای شوکت ای شکسته دل دوستان خویش←شمارهٔ ۱۴۳ - بیدار شو!ای خفته درین خاکدان رباط←شمارهٔ ۱۴۴ - در منقبت حضرت امام جعفر صادق‌(‌ع‌)باز به پا کرد نوبهار سرادق←شمارهٔ ۱۴۵ - ای ملکملک ایران سر بسر در انقلاب است ای ملک←شمارهٔ ۱۴۶ - رزم‌نامهمی فروهل زکف‌ای ترک و به یک‌سو نه چنگ←شمارهٔ ۱۴۷ - صفت هلال و اسبچون غرهٔ افق ز شفق شد شقیق رنگ←شمارهٔ ۱۴۸ - بلای گلافتاده‌ایم سخت به دام بلای گل←شمارهٔ ۱۴۹ - صدارت اتابک اعظمآن اختری که کرد نهان چندگه جمال←شمارهٔ ۱۵۰ - تشبیبای بر گل سوری زده از مشک سیه خال←شمارهٔ ۱۵۱ - پیام به انگلستانیک‌ره از ری سوی لندن گذر ای پیک شمال←شمارهٔ ۱۵۲ - پایتخت گلدر پایتخت ما بگشادند بخت گِل←شمارهٔ ۱۵۳ - دار مجازاتهمی چه گویی چندین چراست قالاقیل←شمارهٔ ۱۵۴ - هرج و مرجبزم طرب ساز و کن فراز در غم←شمارهٔ ۱۵۵ - وثوق و لقماننهادم ز بهر عیادت قدم←شمارهٔ ۱۵۶ - خزانیهپاییز به رغم نیّر اعظم←شمارهٔ ۱۵۷ - تغزلجلوه‌گر شد شب دوشین چو مه عید صیام←شمارهٔ ۱۵۸ - تشبیب و بهاریهرسید گاه بهار و گه سماع و مدام←شمارهٔ ۱۵۹ - گروه لئامافتاده‌ایم سخت به دام←شمارهٔ ۱۶۰ - پیام به آشناپیامی ز مژگان تر می‌فرستم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth