شعر را زندگی کن
→ حزین لاهیجیحزین لاهیجی
حزین لاهیجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱نبود خطری در ره بی پا و سران هیچ←شمارهٔ ۲۸۲ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ←شمارهٔ ۲۸۳صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبح←شمارهٔ ۲۸۴ای نگاه تو پی غارت دلها گستاخ←شمارهٔ ۲۸۵آسان نه به پیمانهٔ سرشار شود سرخ←شمارهٔ ۲۸۶بهل آهنگ سلطانی درین کاخ←شمارهٔ ۲۸۷زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید←شمارهٔ ۲۸۸اشکم از دیده به دنبال کسی می‌آید←شمارهٔ ۲۸۹چون نخل تو از ناز گرانبار برآید←شمارهٔ ۲۹۰دمی که حرف وداعت به گوش می‌آید←شمارهٔ ۲۹۱به آیینی که ترسازاده از بتخانه می‌آید←شمارهٔ ۲۹۲طرب ای دل که یار می آید←شمارهٔ ۲۹۳صبا را گرد سر گردم، که از کوی تو می‌آید←شمارهٔ ۲۹۴سیه‌چشمی دلم را از پی تسخیر می‌آید←شمارهٔ ۲۹۵از مزرع آمال چه امّید برآید←شمارهٔ ۲۹۶به خاطر چون خیال لعل آن رنگین عتاب آید←شمارهٔ ۲۹۷سحر ز هاتف میخانه ام سروش آمد←شمارهٔ ۲۹۸شب زلف تو در خیالم آمد←شمارهٔ ۲۹۹یک ره به سر تربتم از ناز نیامد←شمارهٔ ۳۰۰شبی ز هجر تو ما را به سر نمی‌آید←شمارهٔ ۳۰۱عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد←شمارهٔ ۳۰۲کند بر تخت عزت جا، چو از تن جان برون آید←شمارهٔ ۳۰۳نقاب از چهره بگشا تا ز غربت جان برون آید←شمارهٔ ۳۰۴از ناز نقش پایت، بر خاک مشکل آید←شمارهٔ ۳۰۵غرور ناز با کوه تحمّل برنمی‌آید←شمارهٔ ۳۰۶تاکی ز جوی هر مژه ام اشک و خون رود←شمارهٔ ۳۰۷ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد←شمارهٔ ۳۰۸نالم به اثر گر غم او یار نباشد←شمارهٔ ۳۰۹خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد←شمارهٔ ۳۱۰دل هر قطره‌ای دریای اسرار تو می‌باشد←شمارهٔ ۳۱۱ز خاموشی دلم را پاس الفت مدعا باشد←شمارهٔ ۳۱۲مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد←شمارهٔ ۳۱۳گر رخ به ما نمایی، ای خوش لقا چه باشد؟←شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که شیدای تو باشد←شمارهٔ ۳۱۵از غم، دل حیران چه خبر داشته باشد؟←شمارهٔ ۳۱۶جانان ز من آیا خبری داشته باشد؟←شمارهٔ ۳۱۷دل آزاده، باخدا باشد←شمارهٔ ۳۱۸خورشید، درین کلبه شب افروز نباشد←شمارهٔ ۳۱۹ضمیر جمع روشن، بی صفا هرگز نمی باشد←شمارهٔ ۳۲۰نشان وحشی من در دل بی کینه پیدا شد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth