→ شمس مغربیشمس مغربی
شمس مغربی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱دلی دارم که در روی غم نگنجد←شمارهٔ ۸۲مست ساقی خبر از حام و سبوئی دارد←شمارهٔ ۸۳اگر ز جانب ما ذلت و نیاز نباشد←شمارهٔ ۸۴مرا دلیست که در وی بغیر دوست نگنجد←شمارهٔ ۸۵رخ زیبای تو را آینه ای میباید←شمارهٔ ۸۶ز دریا موج گوناگون برآمد←شمارهٔ ۸۷می حدیثی از لب ساقی روایت می کند←شمارهٔ ۸۸سلطان، سرِ تخت شهی کرد تنزّل←شمارهٔ ۸۹بی پرتو رخسار تو پیدا نتوان شد←شمارهٔ ۹۰دل من هر نفسی از تو تجلّی طلبد←شمارهٔ ۹۱دل از بند من بیدل رها شد←شمارهٔ ۹۲ایجمال تو در جهان مشهور←شمارهٔ ۹۳مینماید هر زمانی روئی از ابرویی دگر←شمارهٔ ۹۴از سوادالوجه فی الدارین اگر داری خبر←شمارهٔ ۹۵دیده سرگردان و نور دیده دایم در نظر←شمارهٔ ۹۶ای حسن ترا دیده ما گشته به دیدار←شمارهٔ ۹۷میفرستد هر زمانی دوست پیغامی دگر←شمارهٔ ۹۸اندر آمد ز در خلوت ما یار سحر←شمارهٔ ۹۹ای آخر هر اول و ای اول هر آخر←شمارهٔ ۱۰۰نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار←شمارهٔ ۱۰۱نیست پنهان حق ز چشم مردمان و حق شناس←شمارهٔ ۱۰۲میکند بر دل تجلی مهر رویش هر نفس←شمارهٔ ۱۰۳طریق مدرسه و رسم خانقاه مپرس←شمارهٔ ۱۰۴دلا گر دیده ای داری بیا بگشا بدیدارش←شمارهٔ ۱۰۵دل من آیینه تست مصفا دارش←شمارهٔ ۱۰۶مرا ز من بستان دلبرا بجذبه خویش←شمارهٔ ۱۰۷او چون فکند خویش تو خود را میفکنش←شمارهٔ ۱۰۸مرا از رویِ هر دلبر، تجلّی میکند رویش←شمارهٔ ۱۰۹نقشی به بست دلبر من بر مثال خویش←شمارهٔ ۱۱۰تا شراب عشق از جام ازل کردیم نوش←شمارهٔ ۱۱۱بیا که کرده ام از نقش غیر آینه پاک←شمارهٔ ۱۱۲تویی خلاصهٔ ارکانِ اَنجُم و افلاک←شمارهٔ ۱۱۳نظرت فی رمقی نظره فصا ز فداک←شمارهٔ ۱۱۴بر دل ریشم لبت دارد بسی حق نمک←شمارهٔ ۱۱۵زهی ساکن شده در خانه دل←شمارهٔ ۱۱۶اگرچه پادشه عالمم گدای توام←شمارهٔ ۱۱۷ما سالها مقیم در یار بوده ایم←شمارهٔ ۱۱۸ما جام جهان نمای ذاتیم←شمارهٔ ۱۱۹هر سو که دویدیم همه سوی تو دیدیم←شمارهٔ ۱۲۰تا مهر تو دیدیم، ز ذرّات گذشتیم←