شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارغالب دهلوی
غالب دهلوی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱نمی‌بینیم در عالم نشاطی کاسمان ما را←شمارهٔ ۲سوزد ز بس که تاب جمالش نقاب را←شمارهٔ ۳ای گل از نقش کف پای تو دامان ترا←شمارهٔ ۴ای به خلا و ملا خوی تو هنگامه زا←شمارهٔ ۵سپردم دوزخ و آن داغ‌های سینه تابش را←شمارهٔ ۶نهفت شوخی بی پرده شور جنگش را←شمارهٔ ۷ای روی تو به جلوه درآورده رنگ را←شمارهٔ ۸چون به قاصد بسپرم پیغام را←شمارهٔ ۹در هجر طرب بیش کند تاب و تبم را←شمارهٔ ۱۰سوز عشق تو پس از مرگ عیانست مرا←شمارهٔ ۱۱من آن نیم که دگر می توان فریفت مرا←شمارهٔ ۱۲جان بر نتابد ای دل هنگامه ستم را←شمارهٔ ۱۳بر نمی آید ز چشم از جوش حیرانی مرا←شمارهٔ ۱۴شکست رنگ تا رسوا نسازد بی قراران را←شمارهٔ ۱۵نوید التفات شوق دادم از بلا جان را←شمارهٔ ۱۶خاموشی ما گشت بدآموز، بتان را←شمارهٔ ۱۷غمت در بوته دانش گدازد مغز خامان را←شمارهٔ ۱۸نگویم تازه دارم شیوه جادوبیانان را←شمارهٔ ۱۹تعالی الله به رحمت شاد کردن بی‌گناهان را←شمارهٔ ۲۰به خلوت مژده نزدیکی یارست پهلو را←شمارهٔ ۲۱تا دوخت چاره گر جگر چارپاره را←شمارهٔ ۲۲دل تاب ضبط ناله ندارد خدای را←شمارهٔ ۲۳به پایان محبت یاد می آرم زمانی را←شمارهٔ ۲۴پس از کشتن به خوابم دید نازم بدگمانی را←شمارهٔ ۲۵قضا آیینه دار عجز خواهد ناز شاهی را←شمارهٔ ۲۶باده مشکبوی ما بید و کنار کشت ما←شمارهٔ ۲۷گر بیایی مست ناگاه از در گلزار ما←شمارهٔ ۲۸به گیتی شد عیان از شیوه عجز اضطرار ما←شمارهٔ ۲۹خوش وقت اسیری که برآمد هوس ما←شمارهٔ ۳۰چون عذار خویش دارد نامه اعمال ما←شمارهٔ ۳۱جز دفع غم ز باده نبوده‌ست کام ما←شمارهٔ ۳۲نقشی ز خود به راهگذر بسته‌ایم ما←شمارهٔ ۳۳در گرد غربت آینه دار خودیم ما←شمارهٔ ۳۴از وهم قطرگی ست که در خود گمیم ما←شمارهٔ ۳۵راز خویت از بدآموز تو می‌جوییم ما←شمارهٔ ۳۶آشنایانه کشد خار رهت دامن ما←شمارهٔ ۳۷از تست اگر ساخته، پرداخته ما←شمارهٔ ۳۸مدام محرم صهبا بود پیاله ما←شمارهٔ ۳۹لرزه دارد خطر از هیبت ویرانه ما←شمارهٔ ۴۰محو کن نقش دویی از ورق سینه ما←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth