شعر را زندگی کن
فضولی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱بِاسمک اللهم یا فتاح اَبوابُ المنا←شمارهٔ ۲ای ذکر ذوق بخش تو زیب زبان ما←شمارهٔ ۳ای بسته دانش تو زبان سوآل ما←شمارهٔ ۴زهی فیض وجود از پرتو ذات تو عالم را←شمارهٔ ۵بکه نسبت کنم آن سرو صنوبر قد را←شمارهٔ ۶مکش بر دیده ای خورشید خاک آن کف پا را←شمارهٔ ۷چو از غم کنم چاک پیراهنم را←شمارهٔ ۸ز ضعف تاب تردد دگر نماند مرا←شمارهٔ ۹چه گونه فاش نگردد غم نهانی ما←شمارهٔ ۱۰بخاک ره کشیدم صورت جسم نزارم را←شمارهٔ ۱۱نهان می‌سوخت چون شمع آتش دل رشتهٔ جان را←شمارهٔ ۱۲با خود ای جان در غمش همدم نمی خواهم ترا←شمارهٔ ۱۳شنیده صبحدم از جور گل افغان بلبل را←شمارهٔ ۱۴چنان بنهفته ضعف تن مرا لطف بدن او را←شمارهٔ ۱۵عشقت از دایره عقل برون کرد مرا←شمارهٔ ۱۶عشق حیران بتان سیمبر دارد مرا←شمارهٔ ۱۷ساقیا می ده که حرفی ز آن دهان گویم ترا←شمارهٔ ۱۸خاک در تو کحل بصر کرده ایم ما←شمارهٔ ۱۹بهار آمد صدایی برنمی‌آید ز بلبل‌ها←شمارهٔ ۲۰روزی که پیش خویش نبینم حبیب را←شمارهٔ ۲۱تحیر بست در شرح غم عشقت زبانم را←شمارهٔ ۲۲ز آتشین‌رویی جدا می‌افکند دوران مرا←شمارهٔ ۲۳از زبانت می رسد هر لحظه آزاری مرا←شمارهٔ ۲۴کرد عشق ای خون دل در کوی او رسوا مرا←شمارهٔ ۲۵دل ز من مستان نمی خواهم که غم باشد ترا←شمارهٔ ۲۶شبی آمد به خوابم یار و برد از دیده خوابم را←شمارهٔ ۲۷بستی گره از بهر جفا زلف دو تا را←شمارهٔ ۲۸نی دل و دین ماند نه صبر و شکیبایی مرا←شمارهٔ ۲۹من به غم خو کرده‌ام جز غم نمی‌باید مرا←شمارهٔ ۳۰نم نماند از تاب خورشید رخت در خاک ما←شمارهٔ ۳۱گر سر کویت شود مدفن پس از مردن مرا←شمارهٔ ۳۲به دل از گلعذاری خارخاری کرده‌ام پیدا←شمارهٔ ۳۳تا بوده ایم همدم غم بوده ایم ما←شمارهٔ ۳۴نشان تیر آهم گشته‌ای ای آسمان شب‌ها←شمارهٔ ۳۵نه از عارست گر آن مه نیارد بر زبان ما را←شمارهٔ ۳۶از آن رو دوست می‌دارم خط رخسار خوبان را←شمارهٔ ۳۷ای آنکه آفت دل و جان و تنی مرا←شمارهٔ ۳۸گلرخا، نوش لبا، سیم برا، سرو قدا←شمارهٔ ۳۹گر نباشد قید آن گیسوی خم بر خم مرا←شمارهٔ ۴۰هیچ‌گه بر حال من رحمی نمی‌آید ترا←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth