→ سفریاتخواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱هندوئی را باغبان سوی گلستان می فرستد←شمارهٔ ۸۲سخن یار ز اغیار بباید پوشید←شمارهٔ ۸۳حدیث آرزومندی جوابی هم نمی ارزد←شمارهٔ ۸۴اسیر قید محبّت ز جان نیندیشد←شمارهٔ ۸۵مه چنین دلستان نمی افتد←شمارهٔ ۸۶سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید←شمارهٔ ۸۷دل بدست یار و غم در دل بماند←شمارهٔ ۸۸گر سر صحبت این بی سرو پایت باشد←شمارهٔ ۸۹وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد←شمارهٔ ۹۰صبحت جان جهان جان و جهان می ارزد←شمارهٔ ۹۱چنانک صید دل آن چشم آهوانه کند←شمارهٔ ۹۲نقاش که او صورت ارژنگ نگارد←شمارهٔ ۹۳آن خطّ شب مثال که بر خور نوشته اند←شمارهٔ ۹۴خورشید را به سایهٔ شب درنشاندهاند←شمارهٔ ۹۵هر کو نظر کند به تو صاحبنظر شود←شمارهٔ ۹۶بدشمنان گله از دوستان نشاید کرد←شمارهٔ ۹۷نی ز دود دل پر آتش ما می نالد←شمارهٔ ۹۸هم عفی الله نی که ما را مرحبائی می زند←شمارهٔ ۹۹یاد باد آنک نیاورد ز من روزی یاد←شمارهٔ ۱۰۰همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند←شمارهٔ ۱۰۱مرغ در راه او پر اندازد←شمارهٔ ۱۰۲یاد باد آن شب که دلبر مست و دل در دست بود←شمارهٔ ۱۰۳این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان می رسد←شمارهٔ ۱۰۴شام شکستگانرا هرگز سحر نباشد←شمارهٔ ۱۰۵درد محبت درمان ندارد←شمارهٔ ۱۰۶جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید←شمارهٔ ۱۰۷حدیث جان بجز جانان نداند←شمارهٔ ۱۰۸دلم بی وصل جانان جان نخواهد←شمارهٔ ۱۰۹عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند←شمارهٔ ۱۱۰ای که هردم عنبرت بر نسترن چنبر شود←شمارهٔ ۱۱۱روی نکو بی وجود ناز نباشد←شمارهٔ ۱۱۲پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند←شمارهٔ ۱۱۳دل من باز هوای سرکوئی دارد←شمارهٔ ۱۱۴قصّه غصّه فرهاد بشیرین که برد←شمارهٔ ۱۱۵دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد←شمارهٔ ۱۱۶دست گیرید و بدستم می گلفام دهید←شمارهٔ ۱۱۷از صومعه پیری بخرابات درآمد←شمارهٔ ۱۱۸چشمت دل پر ز تاب خواهد←شمارهٔ ۱۱۹اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند←شمارهٔ ۱۲۰گویند که صبر آتش عشقت بنشاند←