→ دیوان اشعارعلی اشتری
علی اشتری
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ - در حسرت سحرتا چند در این غمکده بیمار نشینم؟←شمارهٔ ۲ - گمراه عقل و دینگمراه عقل و دین شدم ساقی ره میخانه کو؟←شمارهٔ ۳ - حسرت بوسههمدمی تا دل ما را دهد آرام کجاست؟←شمارهٔ ۴ - غمی که من دارمدرون سینه نگنجد، غمی که من دارم←شمارهٔ ۵ - اشکگرچه افکندی ز چشم خویش آسانم چو اشک←شمارهٔ ۶ - حبیبای باد صبحدم، خبری ز آن حبیب نیست؟←شمارهٔ ۷ - خلوت چشمبس که در خلوت، دو چشمم خون به دامان میکند←شمارهٔ ۸ - ننگ و نامما ننگ و نام، بر در میخانه دادهایم←شمارهٔ ۹ - اندیشه کن رقتی ز پیش دیده و برجان نشسته ای←شمارهٔ ۱۰ - کاش !کاش! بودی روزگارم بر کنار از هرچه هست←شمارهٔ ۱۱ - آبیاری اشکدوید بر رخ زردم، ز بیقراری اشک←شمارهٔ ۱۲ - شمع انجمناز آن چو شمع سراپا در انجمن سوزم←شمارهٔ ۱۳ - باید رفتگرچه از کوی توام، بی دل و جان باید رفت←شمارهٔ ۱۴ - تا گوشه میخانهخواهم که از این خانه به یک بار کشم رخت←شمارهٔ ۱۵ - بنشیند و بگریزدبا هر نفس از جانم، صد آه جنون خیزد←شمارهٔ ۱۶ - طفل زمان!عمریست تا به پای خم از پا نشستهایم←شمارهٔ ۱۷ - حباب سینهچند در پیچ و خم مو بشکنی جان مرا؟←شمارهٔ ۱۸ - بزم لاله رخانچون شمع، دل بر آتش حرمان نهاده ایم←شمارهٔ ۱۹ - ز میخانه رسیدندیاران همه سرمست، ز میخانه رسیدند←شمارهٔ ۲۰ - پشیمان آمدیبار دیگر در برم، ای شاه خوبان آمدی←شمارهٔ ۲۱ - خندان گریستمعمری ز سوز آتش هجران گریستم←شمارهٔ ۲۲ - وای اگر من بدین سان که به دام تو اسیر افتادم←شمارهٔ ۲۳ - آبروی عشقبس که با هر رنگ بنمودند روی عشق را←شمارهٔ ۲۴ - خندیده که میگریداز ناز چه میخندی، بر دیده که میگرید←شمارهٔ ۲۵ - عالم تنهاییتا چند بروز آرم، شب با غم تنهائی←شمارهٔ ۲۶ - زبان نگاهگر زبانم را نمیفهمی، نگاهم را ببین←شمارهٔ ۲۷ - به کدام دل ؟به کدام دل توانم، که رخ تو باز بینم←شمارهٔ ۲۸ - ای مرغ دلای مرغ دل، ز سینه چو پرواز میکنی←شمارهٔ ۲۹ - آرمیده سحرچنین که از شب تاریک من، رمیده سحر←شمارهٔ ۳۰ - یک شب آخریک شب آخر به صد افسون به برش میگیرم←شمارهٔ ۳۱ - عاشق صادقصفای عاشق صادق، به مهر کس مفروش←شمارهٔ ۳۲ - سخن دلاز دل گذشت، یک سخن امروز بر لبم←شمارهٔ ۳۳ - چشمبهراهرفتی ز چشم و چشمبهراهم نشاندهای←شمارهٔ ۳۴ - گداختیم و نشدز شوق وصل، بهجر تو ساختیم و نشد←شمارهٔ ۳۵ - بخت روشنجز قطرهای که ریزد، از چشم روشن من←شمارهٔ ۳۶ - ای غم برو ای غم برو، وگرنه به میخانهات کشم←شمارهٔ ۳۷ - سنگ حوادثچون نسیم صبح آیی، تا چو گل خندانیام←شمارهٔ ۳۸ - کوچهٔ معشوقهامشب از کوچهٔ معشوقه، گذر خواهم کرد←شمارهٔ ۳۹ - یاد شیرازدر آسمان عشق، چو پرواز میکنم←شمارهٔ ۴۰ - کجاست؟آن بوستان کجاست؟ که خوشتر ز بند توست←
۱ از ۳صفحهٔ بعد ←