شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسیف فرغانی
سیف فرغانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۰۱ای که در باغ نکویی به تو نبود مانند←شمارهٔ ۲۰۲هر که یک شکر از آن پسته دهان بستاند←شمارهٔ ۲۰۳نه اهل دل بود آن کو دل از دلبر بگرداند←شمارهٔ ۲۰۴دلی کز وصل جانان بازماند←شمارهٔ ۲۰۵عاشقانی که مبتلای تواند←شمارهٔ ۲۰۶مقبل آن قومی که با تو عشق دعوی کرده اند←شمارهٔ ۲۰۷آخر ای سرو قد سیب زنخدان تا چند←شمارهٔ ۲۰۸چه مرد عشق تو باشند خودپرستی چند←شمارهٔ ۲۰۹چو عاشقان تو عیش شبانه می کردند←شمارهٔ ۲۱۰مه و خورشید اگرچه رخ نیکو دارند←شمارهٔ ۲۱۱دلبر من که همه مهر جمالش دارند←شمارهٔ ۲۱۲قومی که جان به حضرت جانان همی برند←شمارهٔ ۲۱۳عاشقان روی یار از وصل و هجران فارغند←شمارهٔ ۲۱۴گر دوست حق عشق خود از ما طلب کند←شمارهٔ ۲۱۵یار ار بچشم مست سوی ما نظر کند←شمارهٔ ۲۱۶اول نظر که سوی تو جانان نظر کند←شمارهٔ ۲۱۷گر درد عشق در دل و در جان اثر کند←شمارهٔ ۲۱۸حسن رخ دوست جهان خوش کند←شمارهٔ ۲۱۹باز آن زمان رسید که گلزار گل کند←شمارهٔ ۲۲۰چون قهرمان عشق تو با هر که کین کند←شمارهٔ ۲۲۱آه درد مرا دوا که کند←شمارهٔ ۲۲۲اگر بخت و اقبال یاری کند←شمارهٔ ۲۲۳آنچه عشقت با دل ما می‌کند←شمارهٔ ۲۲۴عاشقان را که دل مرده زعشقت زنده است←شمارهٔ ۲۲۵ای ماه اختران تو اندر زمین مهند←شمارهٔ ۲۲۶دردمندان غم عشق دوا می‌خواهند←شمارهٔ ۲۲۷گر او مراست هرچه بخواهم مرا بود←شمارهٔ ۲۲۸غم عشق تو مقبلان را بود←شمارهٔ ۲۲۹آن زمانی که ترا عزم سفر خواهدبود←شمارهٔ ۲۳۰بتی که بر همه خوبان امیر خواهد بود←شمارهٔ ۲۳۱کسی که همچو تو ازلب شکر فروش بود←شمارهٔ ۲۳۲دولت نیافت هر که طلب کار ما نبود←شمارهٔ ۲۳۳دل عاشق رهین جان نبود←شمارهٔ ۲۳۴بی تو دانی حالم ای جان چون بود←شمارهٔ ۲۳۵هرچند لطف عادت آن نازنین بود←شمارهٔ ۲۳۶گر جمله شهر صورت و روی نکو بود←شمارهٔ ۲۳۷دوشم اسباب عیش نیکو بود←شمارهٔ ۲۳۸با رخ خوب تو قمر چه بود←شمارهٔ ۲۳۹گل خوش بوی که پار از بر یار آمده بود←شمارهٔ ۲۴۰مشکل است این که کسی را به کسی دل برود←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth