شعر را زندگی کن
→ کمال‌الدین اسماعیلکمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱ - و قال ایضاً یمدحهخدایان صدور جهان شهاب الدّین←شمارهٔ ۱۲۲ - و قال ایضآ یمدح الصّذر السّعید رکن الدّین صاعدای در محیط عشقت، سر کشته نقطۀ دل←شمارهٔ ۱۲۳ - وله یمدح الصّاحب جلال الدّینماجرایی که میان من و گردون رفتست←شمارهٔ ۱۲۴ - و له ایضا یمدح ملک الشّعراء رکن الدین دعوی دارخیرمقدم، زکجا پرسمت ای باد شمال ؟←شمارهٔ ۱۲۵ - وله ایضا یمدحه و یهنّیه بالزّفافچو خیل زنگ بیار استند صفّ جدال←شمارهٔ ۱۲۶ - وله ایضاًز مزدقانی باور کنم اگر گوید←شمارهٔ ۱۲۷ - کتب الیه بعض اصد قائهجهان جان معانی خدیو عرصۀ فضل←شمارهٔ ۱۲۸ - و قال ایضاً یمدح الصّاحب المعظّم نظام الدّین محمّد طاب ثراهبنا میزد! بنا میزد !زهی گیتی بتو خرّم←شمارهٔ ۱۲۹ - و قال ایضا فی الجرباتکوه بلاشدست ز رنج جرب تنم←شمارهٔ ۱۳۰ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعدخفتۀ بیدار بودم دوش کز دارالسلام←شمارهٔ ۱۳۱ - و قال ایضآ یمدح الصّاحب المعّظم نظام الدّین محمّد طاب ثراه و یصف الدّواتچیست آن دریا که دارد در دل کشتی مقام←شمارهٔ ۱۳۲ - و قال ایضاً یمدح الصّدر السّعید رکن الدیّین صاعدصدرا ! ز خاکپای تو بیزار نیستم←شمارهٔ ۱۳۳ - در مرثیهٔ پسر خود گویدنور دو دیدگان ز لقای تو داشتم←شمارهٔ ۱۳۴ - فی الصّدر رشید الدّینجهان بگشتم و آفاق سربسر دیدم←شمارهٔ ۱۳۵ - و قال ایضا ویرتی فیه والدهروزی وطاء کحلی شب در سر آورم←شمارهٔ ۱۳۶ - و قال ایضاً یمدح سلطان الشّریعهٔ رکن الدّینای بزرگی که چو من راه مدیحت سپرم←شمارهٔ ۱۳۷ - وله ایضاً یمدحه و یذکر عقداً شرعیاًای ز خاک در تو تاج سرم←شمارهٔ ۱۳۸ - و قالایضاً یمدحهگهرفشانان ،صدرا ، ز عشق الفاظت←شمارهٔ ۱۳۹ - وله ایضا یمدحهصدرا بساط حضرت تو رفعتی گرفت←شمارهٔ ۱۴۰ - وله ایضا یمدحهدر ارزوی روی تو ای نو بهار چشم←شمارهٔ ۱۴۱ - وله ایضاًمن که از دور چرخ ممتخم←شمارهٔ ۱۴۲ - و قال ایضاًبعهدهای گذشته امین من آن بود←شمارهٔ ۱۴۳ - و قال ایضاًای صدرِ روزگار، تو دانی که مدّتیست←شمارهٔ ۱۴۴ - و قال ایضاًفلک قدرا من آن دیدم زجودت←شمارهٔ ۱۴۵ - وقال ایضا یمدح الصدر السّعید رکن الدّین صاعدزهی کشیده جلال تو بر فلک دامن←شمارهٔ ۱۴۶ - وقال ایضاً یمدحهاین ابر نم گرفته ز دریای بی کران←شمارهٔ ۱۴۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید صدر الّدین عمر الخجندیزهی بحلقۀ زلف تو نرخ جان ارزان←شمارهٔ ۱۴۸ - وقال ایضا یمدح السلطان جلال الدنیاوالدین منکرنی بن محمدبن خوارزمشاهبسیط روی زمین بازگشت آبادان←شمارهٔ ۱۴۹ - ایضاً له یمدح الصّاحب تاج الدّین شرف الملک علی بن کریم الشرقجهان شداز نفحات نسیم،مشک افشان←شمارهٔ ۱۵۰ - و قال ایضآ یمدحهای قلمت با دویت ، طوطی و هندوستان←شمارهٔ ۱۵۱ - و قال ایضا و ارسل الیهسلام علیک ای بزرگ جهان←شمارهٔ ۱۵۲ - و قال ایضاًصد غمّاز مجد عبّادان←شمارهٔ ۱۵۳ - وله ایضاًای صبا، ای صبا، بحکم کرم←شمارهٔ ۱۵۴ - وقال ایضآ یمدحهنسیم باد صبا بوی گلستان برسان←شمارهٔ ۱۵۵ - و قال ایضازهی گرفته به تیغ زبان جهان سخن←شمارهٔ ۱۵۶ - فاجابهاثیرالدین را رسمست بر زبان قلم←شمارهٔ ۱۵۷ - وله فی الصدر شرف الدین افتخار العراق علی ادام الله ظلهزهی شگرف نوالی که بر کرم فرضست←شمارهٔ ۱۵۸ - و له یمدحه ویهنّئه بالعود من السفر مع الخلعةزهی بنور جمال تو چشم جان روشن←شمارهٔ ۱۵۹ - وقال ایضاً یمدحهای به هنگام شداید کرمت عدّت من←شمارهٔ ۱۶۰ - ایضاً لهبزرگوارا! صدرا! تو از تن آسانی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth