شعر را زندگی کن
خاقانی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ - این قصیدهٔ را حرز الحجاز خوانند در کعبهٔ علیا انشاء کرده و بر بالین مقدس پیغمبر اکرم صلوات الله علیه در یثرب به پایان آوردهشب روان چو رخ صبح آینه سیما بینند←شمارهٔ ۸۲ - این قصیدهٔ به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده استمقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند←شمارهٔ ۸۳ - قصیدهبه جوی سلامت کس آبی نبیند←شمارهٔ ۸۴ - در نکوهش و ملامت حسودانمشتی خسیس ریزه که اهل سخن نیند←شمارهٔ ۸۵ - قصیدهآمد بهار و بخت که عشرت فزا شود←شمارهٔ ۸۶ - در رثاء امام شهاب الدینسر چه سنجد که هوش می‌بشود←شمارهٔ ۸۷ - در رثاء امام شهاب الدین ابوالفضائل شروانیسر چه سنجد که هوش می بشود←شمارهٔ ۸۸ - قصیدهنه دل از سلامت نشان می‌دهد←شمارهٔ ۸۹ - قصیدهدر کفم نیست آنچه می‌باید←شمارهٔ ۹۰ - در ستایش اتابک منصور فرمانروای شماخی و ابوالمظفر شروان شاهمرا صبح دم شاهد جان نماید←شمارهٔ ۹۱ - مطلع دومشه اختران زان زر افشان نماید←شمارهٔ ۹۲ - این قصیدهٔ را در زمان کودکی در ستایش فخر الدین منوچهر بن فریدون شروان شاه سروده استصفتی است حسن او را که به وهم در نیاید←شمارهٔ ۹۳ - در بیان عشق و گوشه نشینی و ستایش عصمة الدین خواهر منوچهراز همه عالم کران خواهم گزید←شمارهٔ ۹۴ - قصیدهایام خط فتنه به فرق جهان کشید←شمارهٔ ۹۵ - در رثاء امام ابو عمر و اسعدبیدقی مدح شاه می‌گوید←شمارهٔ ۹۶ - در بیماری فرزند و تاثر از درگذشت وی گویدحاصل عمر چه دارید خبر باز دهید←شمارهٔ ۹۷ - در حکمت و اندرزچشم بر پردهٔ امل منهید←شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند.صبح‌گاهی سر خوناب جگر بگشایید←شمارهٔ ۹۹ - مطلع دومای نهان داشتگان موی ز سر بگشایید←شمارهٔ ۱۰۰ - در ستایش ملک ارسلان مظفرچون آه عاشقان شد صبح آتش معنبر←شمارهٔ ۱۰۱ - مطلع دومدر آبگون قفس بین طاووس آتشین پر←شمارهٔ ۱۰۲ - مطلع سومای کعبهٔ جهان گرد، وی زمزم رسن در←شمارهٔ ۱۰۳ - مطلع چهارمصحن ارم ندیدی در باغ شاه بنگر←شمارهٔ ۱۰۴ - مطلع پنجمای عندلیب جان‌ها طاووس بسته زیور←شمارهٔ ۱۰۵ - قصیدهدر جهان کس نیست اندوه جهان کس مخور←شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاهای پردهٔ معظم بانوی روزگار←شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش ملک الوزرا زین الدین دستور عراقصبح ز مشرق چو کرد بیرق روز آشکار←شمارهٔ ۱۰۸ - مطلع دومبهر صبوح از درم مست در آمد نگار←شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع سومکرد خزان تاختن بر صف خیل بهار←شمارهٔ ۱۱۰ - در ستایش علاء الدین آتسزبن محمد خوارزم شاههین که به میدان حسن رخش درافکند یار←شمارهٔ ۱۱۱ - مطلع دومدست صبا برفروخت مشعلهٔ نوبهار←شمارهٔ ۱۱۲ - در پند و اندرز و ستایش رکن الدین مفتی خوی و رکن الدین عالم ری و تاج الدین رازی ابن امین الدینالصبوح الصبوح کامد کار←شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع دومدیده بانان این کبود حصار←شمارهٔ ۱۱۴ - مطلع سومبخ بخ ای بخت و خه خه ای دلدار←شمارهٔ ۱۱۵ - در رثاء امام عز الدین ابوعمر و اسعدکو دلی کانده کسارم بود و بس←شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش ملک الرسا شمس الدین محمودبن علیصدری که قدر کان شکند گوهر سخاش←شمارهٔ ۱۱۷ - این قصیدهٔ را مذکورة الاسحار خوانند و در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و در وصف مناسک حج و تخلص به مدح ملک الوزرا جمال الدین اصفهانی نموده که تعمیر حرم کرده بود و خواص مکه این قصیدهٔ را به زر نوشتندصبح از حمایل فلک آهیخت خنجرش←شمارهٔ ۱۱۸ - مطلع دومسر حد بادیه است روان پاش بر سرش←شمارهٔ ۱۱۹ - مطلع سوماینک مواقف عرفات است بنگرش←شمارهٔ ۱۲۰ - مطلع چهارممن صید آنکه کعبهٔ جان‌هاست منظرش←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth