→ دیوان اشعاراسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۴۱در خمار هجر تا کی جان من←شمارهٔ ۴۴۲ز خلوتخانه وحدت چو بنهادی قدم بیرون←شمارهٔ ۴۴۳آتش عشق درزدی در دل و جان عاشقان←شمارهٔ ۴۴۴جهانرا حسن رویت داد آئین←شمارهٔ ۴۴۵من بسودای تو فارغ گشتم از سودای کون←شمارهٔ ۴۴۶از حد گذشت نوبت هجران جان ستان←شمارهٔ ۴۴۷ای حسن تو ظاهر شده برصورت احسن←شمارهٔ ۴۴۸واله رخسار جانانست جان عاشقان←شمارهٔ ۴۴۹همچو خاک ره بعشقش خوار می باید شدن←شمارهٔ ۴۵۰فی مقامی این کیف، این این←شمارهٔ ۴۵۱ای دل به درد عاشقی مردانه شو، مردانه شو←شمارهٔ ۴۵۲طالب حق را بگو هرزه مپو←شمارهٔ ۴۵۳قد تجلی العشق فی کل المجالی فانظروا←شمارهٔ ۴۵۴ما چون بعشق روی تو کردیم دل گرو←شمارهٔ ۴۵۵ای منور هر دو عالم ز آفتاب روی تو←شمارهٔ ۴۵۶ای هر دوکون لمعه از نور ذات تو←شمارهٔ ۴۵۷یار ما دوشینه آمد پرده افکنده ز رو←شمارهٔ ۴۵۸ای دل دیوانه ام حیران حسن روی تو←شمارهٔ ۴۵۹تا جان ماست مونس خیل خیال تو←شمارهٔ ۴۶۰جان ما را نیست در عالم بجز این آرزو←شمارهٔ ۴۶۱واله و شیداست جانم در هوای عشق تو←شمارهٔ ۴۶۲خوی کردم با جفای عشق تو←شمارهٔ ۴۶۳جمال یار برانداخت پرده از ناگاه←شمارهٔ ۴۶۴منم ز شوق جمال تو مست و دیوانه←شمارهٔ ۴۶۵ای جمال روی تو خورشید تابان آمده←شمارهٔ ۴۶۶ای از جمال روی تو یک ذره مهر و ماه←شمارهٔ ۴۶۷یک رو که درصد آینه بینی هرآینه←شمارهٔ ۴۶۸معشوق اگر به جانب عاشق کند نگاه←شمارهٔ ۴۶۹ای جمالت پرتوی برهر دو کون انداخته←شمارهٔ ۴۷۰رویت چو آفتابی پیدا بود همیشه←شمارهٔ ۴۷۱رویش ببین زلف گرفتار آمده←شمارهٔ ۴۷۲ساقی باقی مرا جامی بده←شمارهٔ ۴۷۳چون عشق سراسیمه درآمد بمیانه←شمارهٔ ۴۷۴من آفتاب وحدتم تابان بانسان آمده←شمارهٔ ۴۷۵ما را چه شک درین که بغیر از تو هیچ نیست←شمارهٔ ۴۷۶ای پرتو جمالت حسن بتان جانی←شمارهٔ ۴۷۷ای مهر آسمان ملاحت خوش آمدی←شمارهٔ ۴۷۸چو در بحر توئی مائی است فانی←شمارهٔ ۴۷۹اگر در بحر عرفان غرقه گردی←شمارهٔ ۴۸۰ای دل تو همیشه در وصالی←