→ دیوان اشعار فارسینسیمی
نسیمی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱زلف یارم را نه تنها دلبری کار است و بس←شمارهٔ ۱۶۲ز من که طایر قافم نشان عنقا پرس←شمارهٔ ۱۶۳ای صورت جمالت بر لوح جان منقش←شمارهٔ ۱۶۴باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش←شمارهٔ ۱۶۵رشته پرتاب جان تا چند سوزانم چو شمع←شمارهٔ ۱۶۶میکشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف←شمارهٔ ۱۶۷صراحی میزند هردم انالحق←شمارهٔ ۱۶۸ای صبا هست رخ یار به غایت نازک←شمارهٔ ۱۶۹ - ستایش فضلالله نعیمیتا شنیدم سخن فضل خدا در کپنک←شمارهٔ ۱۷۰ - ستایش فضلالله نعیمیدولت وصل تو را یافتهام در کپنک←شمارهٔ ۱۷۱ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ←شمارهٔ ۱۷۲این چه چشم است این چه ابرو این چه زلف است این چه خال؟←شمارهٔ ۱۷۳در ضمیرم روز و شب نقش تو میبندد خیال←شمارهٔ ۱۷۴خرامان میرود دلبر به بستان وقت گل گل گل←شمارهٔ ۱۷۵ای ز رخسارت الی الرحمن ذوالعرش السبیل←شمارهٔ ۱۷۶بر من جفا ز غمزه یار است والسلام←شمارهٔ ۱۷۷لوح محفوظ است رویش زلف و خال و خط کلام←شمارهٔ ۱۷۸صورت رحمان من آن روی نکو دانستهام←شمارهٔ ۱۷۹من به توفیق خدا، ره به خدا یافتهام←شمارهٔ ۱۸۰تا منور شد ز خورشید رخ او دیدهام←شمارهٔ ۱۸۱نظر برداشت از من تا حبیبم←شمارهٔ ۱۸۲من شاهباز زاده شاه شریعتم←شمارهٔ ۱۸۳من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم←شمارهٔ ۱۸۴به بوی زلف مشکینت گرفتار صبا بودم←شمارهٔ ۱۸۵در خمارم ساقیا! جام جمی میبایدم←شمارهٔ ۱۸۶ - ستایش فضلالله نعیمیمن آن گنجم که در باطن هزاران گنج زر دارم←شمارهٔ ۱۸۷قسم به مهر جمالت که جز تو ماه ندارم←شمارهٔ ۱۸۸ترک شراب کی کنم من که چو رند فاسقم؟←شمارهٔ ۱۸۹هر آن نقشی که می بندی نگارا ناقش آنم←شمارهٔ ۱۹۰منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم←شمارهٔ ۱۹۱ - ستایش فضلالله نعیمیپیش روی فضل حق جان را یقین قربان کنم←شمارهٔ ۱۹۲شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟←شمارهٔ ۱۹۳ - ستایش فضلالله نعیمیفضل اله یار شد یار دگر چه میکنم←شمارهٔ ۱۹۴چشم مستش به خواب میبینم←شمارهٔ ۱۹۵شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینم←شمارهٔ ۱۹۶ما حاصل از حیات رخ یار کردهایم←شمارهٔ ۱۹۷علت غایی ز امر کن فکان ما بودهایم←شمارهٔ ۱۹۸ما مرید پیر دیر و ساکن میخانهایم←شمارهٔ ۱۹۹چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم←شمارهٔ ۲۰۰صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم←