شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارنظیری نیشابوری
نظیری نیشابوری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۴۱خواهم که به آزادی دل نام برآرم←شمارهٔ ۴۴۲خاک دیگر بر سر مژگان بی‌غم می‌کنم←شمارهٔ ۴۴۳امروز پیشت از غم خود دم نمی‌زنم←شمارهٔ ۴۴۴تا از قضای دشت به گلشن فتاده ام←شمارهٔ ۴۴۵ز خیل نغمه‌سنجان رفتم و طرز کهن بردم←شمارهٔ ۴۴۶سخن دوست گران بود فراوان کردم←شمارهٔ ۴۴۷مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم←شمارهٔ ۴۴۸هنر در شست و ناوک در کف و زه بر کمان دارم←شمارهٔ ۴۴۹شکوه نقصان داشت فصلی از میان انداختم←شمارهٔ ۴۵۰کعبه و دیر شدم صد ره و ویران گشتم←شمارهٔ ۴۵۱ضبط حرفی می‌کنم کز وی زبان می‌سوزدم←شمارهٔ ۴۵۲رخ نما تا رونما جان آوریم←شمارهٔ ۴۵۳به جست و جوی تو سرتاسر جهان بدوم←شمارهٔ ۴۵۴همیشه گریه تلخی در آستین دارم←شمارهٔ ۴۵۵تا به کی از کثرت غم روی بر زانو نهم←شمارهٔ ۴۵۶مبین به رد و قبولم که نیکخواه توام←شمارهٔ ۴۵۷ما برق جای نور به کاشانه برده‌ایم←شمارهٔ ۴۵۸یک گلیم، اما به رتبت چون خُم و پیمانه‌ایم←شمارهٔ ۴۵۹ساقی به زحمت آمده ام تا به پای خم←شمارهٔ ۴۶۰دهشت از صیدم مکن بی زخم کاری نیستم←شمارهٔ ۴۶۱دست در طره آشفته یاری نزدیم←شمارهٔ ۴۶۲کنم بی باده بدمستی که سودایی دگر دارم←شمارهٔ ۴۶۳عشق تو شیرازه اجزای من←شمارهٔ ۴۶۴نه مراست حسن خصلی به عیار سربلندان←شمارهٔ ۴۶۵پیش بنشین ساغری بستان و طبع آزاد کن←شمارهٔ ۴۶۶صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من←شمارهٔ ۴۶۷درمان ضعف دل به لب نوشخند کن←شمارهٔ ۴۶۸نوش می‌ریزد حدیثت در گزند خویشتن←شمارهٔ ۴۶۹بسی الطاف و احسان کرد حیرانم چه دید از من←شمارهٔ ۴۷۰منه به رنگ جهان دل، دی و بهاران بین←شمارهٔ ۴۷۱دیریست بیرون رفته ام از اختیار خویشتن←شمارهٔ ۴۷۲دلم شد زودرنج آزار او کن←شمارهٔ ۴۷۳به گریه در دل تو گر اثر توان کردن←شمارهٔ ۴۷۴چه خوشست از دو یکدل سر حرف باز کردن←شمارهٔ ۴۷۵می دود حاجت به راه خواهش از دنبال من←شمارهٔ ۴۷۶ساقی صلای عام است کاری به کام گردان←شمارهٔ ۴۷۷مردانه قماری کن دستی به دو عالم زن←شمارهٔ ۴۷۸با مسلمان زادگان تا کی دل و جان باختن←شمارهٔ ۴۷۹بیمار بی‌دردی دلا درمان نخواهی یافتن←شمارهٔ ۴۸۰غم از دل بر کران نتوان نهادن←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth