→ غزلیاتنورعلیشاه
نورعلیشاه
بخش اول
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱ما عاشقان مستیم افتاده در خرابات←شمارهٔ ۸۲ای صفاتت سربسر روپوش ذات←شمارهٔ ۸۳ای لبت سرچشمه آب حیات←شمارهٔ ۸۴ای صفاتت شده آئینه ذات←شمارهٔ ۸۵گر نیازی بهر یار دلربا میبایدت←شمارهٔ ۸۶راست گویم قد دلجوی تو بیچیزی نیست←شمارهٔ ۸۷گرچه گستاخیست هر دم آمدن بر در گهت←شمارهٔ ۸۸کوی دلدار بهشت است چمن نتوان گفت←شمارهٔ ۸۹دوش رندی بخرابات مرا فاش بگفت←شمارهٔ ۹۰بسته باشد تا بکی میخانه را در الغیاث←شمارهٔ ۹۱روزگاری صرف شد در کلبه احزان عبث←شمارهٔ ۹۲زهی گرفته جمالت ز ماه تابان باج←شمارهٔ ۹۳دوشم بسحر ساقی پر کرد قدحی از راح←شمارهٔ ۹۴ساقس بقدح چه میکنی راح←شمارهٔ ۹۵لب شیرین تو که هست ملیح←شمارهٔ ۹۶مرو مرو ببرش این چنین دلا گستاخ←شمارهٔ ۹۷دوش از غمکده هجر نجاتم دادند←شمارهٔ ۹۸دوش در مصطب جان باده ذاتم دادند←شمارهٔ ۹۹بدل این نکته از جان می تراود←شمارهٔ ۱۰۰روی تو چو ماه انور آمد←شمارهٔ ۱۰۱مرا گر پای تا سر تن بسوزد←شمارهٔ ۱۰۲روی او بی نقاب خوش باشد←شمارهٔ ۱۰۳لب گلبرگ تو کش جان ز تکلم ریزد←شمارهٔ ۱۰۴دل خلوت خاص دلبر آمد←شمارهٔ ۱۰۵تا ز درس عاشقی دل نکته آگاه شد←شمارهٔ ۱۰۶کسی کاو آشنای بحر ما شد←شمارهٔ ۱۰۷هرکه در بحر جان نظر دارد←شمارهٔ ۱۰۸یار از رخ خود نقاب بگشود←شمارهٔ ۱۰۹تا عکس رخش در دل عشاق عیان شد←شمارهٔ ۱۱۰افسر سلطان گل جانب بستان رسید←شمارهٔ ۱۱۱ترسم ز روی کار چه این پرده واکنند←شمارهٔ ۱۱۲چند از لب تو جانها مست شراب گردد←شمارهٔ ۱۱۳عرقی از گل رویش چه ز بیداد چکد←شمارهٔ ۱۱۴سر پا برهنگان که دم از کبریا زنند←شمارهٔ ۱۱۵اگر چه عشرت و عیش جهان نخواهد ماند←شمارهٔ ۱۱۶تا می صاف بمیخانه صفا خواهد بود←شمارهٔ ۱۱۷سحر ساقی در میخانه وا کرد←شمارهٔ ۱۱۸دوشم بخواب ساغر دولت بدست بود←شمارهٔ ۱۱۹تامی از شیشه اقداح روان خواهد بود←شمارهٔ ۱۲۰مژده ای دل پیک جانان میرسد←