شعر را زندگی کن
→ قاآنیقاآنی
قاآنی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - د‌ر ستایش رواق منور امام ثامن ضامن السلطان علی بن موسی الرضا علیه‌الآف التحیة و الثناء و تاریخ سال تعمیر و نگارش آنزهی به منزلت از عرش برده فرش تو رونق←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۲ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ا‌لله ثراه‌ گویددوش دیدم یکی خجسته وثاق←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ - د‌ر ستایش امیرکبیر میرز‌ا تقی‌خان رحمه‌الله فرمایدکرد چون خسرو منصور ز ری عزم عراق←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۴ - ‌در ستایش شاهزاده رضوان آرامگاه فریدون میرزا طاب ثراه گویدای زلف نگار ای حبشی‌زادهٔ شبرنگ←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۵ - در ستایش پادشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه گویدبه عزم ری چو نهادم به رخش‌ زین خدنگ←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۶ - مطلع ثانیکه فر خجسته بماناد شاه جم اورنگ←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۷ - د‌ر ستایش شاه‌زادهٔ رضوان و ساده شجاع‌السلطنه حسنعلی میرزا طاب‌ثراهچیست آن اژدها نهاد نهنگ←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۸ - در ستایش امیرالامراء العظام میرزانبی خان گویددلکی داری ای شوخ چو یک پارچه سنگ←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۹ - در ستایش پادشاه اسلام‌پناه ناصرالدین شاه غازیای زلف تو پیچیده‌تر از خط ترسل←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۰ - در ستایش نواب فریدون میرزا طاب ثراه گویدای فال سعید و بخت مقبل←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۱ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساد‌ه فریدون میرزا طاب ثرا‌ه گویدای رخش ره‌نورد من ای مرغ تیزبال←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۲ - در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظام الدوله گویدبیا و ساغر می‌ کن ز باده مالامال←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۳ - در ستایش پادشاه ماضی محمد شاه غازی طاب الله ثراهخسروا ای ‌کت ایزد متعال←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۴ - ‌در ستایش ستر کبری و مخدرهٔ عظمی مهد علیا ‌دامت شوکتهادر ششم روز جمادی نخست اول سال←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۵ - د‌ر ستایش ‌مرحوم میرزا تقی خان فرمایدرونده رخش من ای از نژاد باد شمال←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۶ - در مدح جناب حاجی آقاسیدیشب به شکل جام نمود از افق هلال←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۷ - تتمهٔ قصیدهای با خطاب مهر تو هر ذره‌یی سپهر←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۸ - د‌ر مدح امیرالمومنین علی بن بیطالب صلواة لله علیهمبال اگرت فزاید زمانه مال و منال←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۹ - در ستایش جناب حاجی آقاسی رحمه ا‌للههر وجودی ‌را به ‌وهم اندر توان ‌جستن همال←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش امیرالامرا‌ء العظام حسین خان نظام‌الدولهآمد چه خلعت‌؟ از کجا؟ از دکه شاه عجم←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۱ - در ستایش ولیعهد رضوان‌مهد، عباس شاه غازی طاب الله ثراه و وزیر بوزرجمهر تدبیر قایم‌مقاماز تقویت رای دو سالار معظم←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۲ - در ستایش ولیعهد رضوان مهد عباس شاه غازی طاب‌الله ثراه گویدالحمد خدا راکه ولیعهد معظم←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۳ - در مدح صدر اعظمچو شد ز اختران دوش این سبز طارم←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۴ - د‌ر ستایش مرزا ابوالقاسم قایم‌مقام رحمه‌لله فرمایدشاعری امروز مر مراست مسلم←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۵ - در ستایش پادشاه رضوان ارامگاه محمد شاه غازی طاب‌الله ثراه گویدعید آمد و عیش ‌آمد و شد روزه و شد غم←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۶ - در ستایش جناب جلالت مآب صدراعظم گویدای بت سیمین بناگوش ای به تن چون سیم خام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۷ - در ستایش از اهل پارس و ستایش بعضی از آنهاای رخش ره‌نورد من ای اسب تیزگام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۸ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده فریدون میرزا گویدبامدادان ‌کآ‌فتاب خاوری سر زد ز بام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۹ - مطلع ثانیحبذا زین جشن فرخ مرحبا زین عید عام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۰ - در مطایبه فرمایدپگاه بام چو برشد غریو کوس از بام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۱ - در ستایش جناب حاج میرزا آقاسی رحمه اللهبود مبارک هر عید خاصه عید صیام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۲ - مطلع ثانیبه‌ گاه بام‌ که خورشید چرخ آینه‌ فام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۳ - در ستایش پادشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازیپی نظاره فرّخ هلال عید صیام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۴ - در ستایش مرحوم میرزا تقی خان رحمه‌الله گویدپی نظارهٔ فرخ هلال عید صیام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۵ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب اللّه ثراه‌ گویددر شهر ری امسال به هرسو که نهم گام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۶ - د‌ر ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب ثراه گویدشب دوشین دو پاسی رفته از شام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۷ - د‌ر ستایش نواب ملک آرا حاکم مازندران گویدگشت دی آباد چون بغداد ویرانم ز شام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۸ - د‌ر ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه غازی خلدالله سلطانه‌گویدمن ازین پس می‌خورم می ‌گر حلالست ار حرام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۹ - د‌ر ستایش مرحوم میرزا تقی خان رحمه‌الله‌ گویدهرآنچه هست مه و سال و هفته و ایام←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۰ - در ستایش شاهزاده فریدون میرزاایا غلام من امروز سخت پژمانم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth