→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۷۶۱جهان تا مه روشنت ساخته←شمارهٔ ۱۷۶۲لبت در سخن انگبین ریخته←شمارهٔ ۱۷۶۳در اوصاف خود عقل را ره مده←شمارهٔ ۱۷۶۴قلاشم، ای منکر، مرا دربانی میخانه ده←شمارهٔ ۱۷۶۵جان بهانه طلب و شکل تو نازآلوده←شمارهٔ ۱۷۶۶ای گل که چنین در بغلت تنگ گرفته←شمارهٔ ۱۷۶۷ای دل، ار تو عاشقی، زین غم خلاص جان مخواه←شمارهٔ ۱۷۶۸به گردت باد سردی هر دم از عشاق دیوانه←شمارهٔ ۱۷۶۹به باغ سایه ابرست و آب در سایه←شمارهٔ ۱۷۷۰ای لبت شهر پر شکر کرده←شمارهٔ ۱۷۷۱قاصد نیامد کآورد زان نامسلمان نامه ای←شمارهٔ ۱۷۷۲شهریست معمور و در او از هر طرف مهپارهای←شمارهٔ ۱۷۷۳جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای←شمارهٔ ۱۷۷۴هرروز کآفتاب برآرد زبانهای←شمارهٔ ۱۷۷۵فریاد کاندر شهر ما خون میکند عیارهای←شمارهٔ ۱۷۷۶خردی هنوز و کودکی، ای نازنین، برنا نهای←شمارهٔ ۱۷۷۷دیری ست کای گلبرگ تر بر روی ما خندان نه ای←شمارهٔ ۱۷۷۸ای درد بیدرد دلم، تاراج پنهان کرده ای←شمارهٔ ۱۷۷۹ای که چشم من به روی خویش روشن کردهای←شمارهٔ ۱۷۸۰سینهام را از غم عالم تو بیغم کردهای←شمارهٔ ۱۷۸۱ای که در هیچ غمی با دل من یار نه ای←شمارهٔ ۱۷۸۲ای که در دیده درونی و در آغوش نه ای←شمارهٔ ۱۷۸۳خنده را سوختن جان من آموخته ای←شمارهٔ ۱۷۸۴آتش اندر آب هرگز دیدهای←شمارهٔ ۱۷۸۵باز بر خونم کمر بربسته ای←شمارهٔ ۱۷۸۶سر در خمار، شب به کنار که بودهای؟←شمارهٔ ۱۷۸۷ای ده یکی ز خوبی تو مه، چگونه ای؟←شمارهٔ ۱۷۸۸مشک بر اطراف مه آورده ای←شمارهٔ ۱۷۸۹ز آب ملاحت که رخ آلوده ای←شمارهٔ ۱۷۹۰گرچه به هر سخن دلم از تن ربودهای←شمارهٔ ۱۷۹۱تو شوخ هر کجا لب خندان گشوده ای←شمارهٔ ۱۷۹۲آن دل خراب شد که تو آباد دیدهای←شمارهٔ ۱۷۹۳تو با آن رو بگو مه را، چه باشی؟←شمارهٔ ۱۷۹۴چه بد کردیم کز ما برشکستی؟←شمارهٔ ۱۷۹۵چون می نرسد دست به پایی که تو داری←شمارهٔ ۱۷۹۶رخساره مکن راست به جایی که تو باشی←شمارهٔ ۱۷۹۷مست آمده ای باز به مهمان که بودی؟←شمارهٔ ۱۷۹۸دیدی که حق خدمت بسیار ندیدی←شمارهٔ ۱۷۹۹ای باد، حدیث دلم آنجاش بگویی←شمارهٔ ۱۸۰۰ای باد، سلام دلم آنجا برسانی←