→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۸۰۱ای آنکه تو سلطان همه سیمبرانی←شمارهٔ ۱۸۰۲شتربانا، دمی محمل میارای←شمارهٔ ۱۸۰۳مرا زان میر خوبان نیست روزی←شمارهٔ ۱۸۰۴چه کردم کآخرم فرمان نکردی←شمارهٔ ۱۸۰۵چنین کان خنده شیرین تو کردی←شمارهٔ ۱۸۰۶ز رحمت چشم بر چاکر نداری←شمارهٔ ۱۸۰۷شکستی طره، تا در سر چه داری؟←شمارهٔ ۱۸۰۸مرا چند آخر از خود دور داری؟←شمارهٔ ۱۸۰۹دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟←شمارهٔ ۱۸۱۰رخساره چه می پوشی، در کینه چه می کوشی؟←شمارهٔ ۱۸۱۱اگر تو سرگذشت من بدانی←شمارهٔ ۱۸۱۲نگارین مرا شد نوجوانی←شمارهٔ ۱۸۱۳سزد گر نیکویی در من ببینی←شمارهٔ ۱۸۱۴دیوانه شدم ز یار بدخوی←شمارهٔ ۱۸۱۵بر لب اثر شراب داری←شمارهٔ ۱۸۱۶جانا، تو زغم خبر نداری←شمارهٔ ۱۸۱۷نی کار کسی ست عشقبازی←شمارهٔ ۱۸۱۸ای برده دلم به دلستانی←شمارهٔ ۱۸۱۹ای آنکه تمام هم چو ماهی←شمارهٔ ۱۸۲۰ای مردم دیده نکویی←شمارهٔ ۱۸۲۱بخرام، ای سرو روان کز باغ رضوان خوشتری←شمارهٔ ۱۸۲۲ای قامت چون شاخ گل، از برگ گل خندان تری←شمارهٔ ۱۸۲۳ای مه، بدین چابکروی، از آسمان کیستی؟←شمارهٔ ۱۸۲۴زینسان که از هر موی خود زنجیر صد دل می کنی←شمارهٔ ۱۸۲۵ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزری←شمارهٔ ۱۸۲۶جان به فدات می کنم، بو که از آن من شوی←شمارهٔ ۱۸۲۷نیست دلی که هر دمش آفت دین نمی شوی←شمارهٔ ۱۸۲۸قصد که داری، ای پسر، باز چنین که می روی←شمارهٔ ۱۸۲۹می گذری که سینه را وقف هوای خود کنی←شمارهٔ ۱۸۳۰دست به گل نمی زنی، زانکه نگار من تویی←شمارهٔ ۱۸۳۱کج کلها، کمان کشا، تنگ قبای کیستی؟←شمارهٔ ۱۸۳۲ای ز غبار خنگ تو یافته دیده روشنی←شمارهٔ ۱۸۳۳رخ خوبت به چه ماند، به گلستان و بهاری←شمارهٔ ۱۸۳۴خواستم زو آبرویی، گفت «بیهوده مگوی←شمارهٔ ۱۸۳۵باز این ابر بهاری از کجا آید همی؟←شمارهٔ ۱۸۳۶سبزه نوخیز است و باران در فشان آید همی←شمارهٔ ۱۸۳۷باز بهر جان ما را ناز در سر میکنی←شمارهٔ ۱۸۳۸ای پریوش، هر چه رسم مردمی کم می کنی←شمارهٔ ۱۸۳۹هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی←شمارهٔ ۱۸۴۰چتر عنبروش کن از گیسو که سلطان منی←