→ دیوان اشعارخاقانی
خاقانی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع سومتا نفخات ربیع صور دمید از دهان←شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح قاضی القضاة احمشادتا رقم حسن تو زد آسمان←شمارهٔ ۱۶۳ - مطلع دوماز همه عالم شدهام بر کران←شمارهٔ ۱۶۴ - مطلع سومشاعر ساحر منم اندر جهان←شمارهٔ ۱۶۵ - در ستایش موفق الدین عبد الغفارای نایب عیسی از دو مرجان←شمارهٔ ۱۶۶ - مطلع دوماکنون که گشاد گل گریبان←شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سومیعقوب دلم، ندیم احزان←شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسریهان! ای دلِ عبرتبین! از دیده عِبَر کن! هان!←شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح ملک الوزراء زینالدین دستور عراقدوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان←شمارهٔ ۱۷۰ - در مذمت مغرضان و حسودانکژ خاطران که عین خطا شد صوابشان←شمارهٔ ۱۷۱ - در عزلت و قناعت و بیطمعیزین بیش آبروی نریزم برای نان←شمارهٔ ۱۷۲ - درستایش اصفهاننکهت حور است یا هوای صفاهان←شمارهٔ ۱۷۳ - در موعظه و تجرید و تخلص به مرگ عموی خودسنت عشاق چیست؟ برگ عدم ساختن←شمارهٔ ۱۷۴ - در تجرید و عزلت و قناعت و بیطمعی و شکایت از روزگارناگذران دل است نوبت غم داشتن←شمارهٔ ۱۷۵ - در مرثیهٔ قدوة الحکماء کافیالدین عم خویشخرمی در جوهر عالم نخواهی یافتن←شمارهٔ ۱۷۶ - در شکایت و عزلت و حبس و تخلص به نعت پیغمبر اکرمصبحدم چون کله بندد آه دود آسای من←شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح شروان شاه منوچهرعالم جان خاص توست نوبه فرو کوب هین←شمارهٔ ۱۷۸ - مطلع دومغارت دل میکنی شرط وفا نیست این←شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ابوالمظفر شروان شاهکوی عشق آمد شد ما برنتابد بیش از این←شمارهٔ ۱۸۰ - در تغزل و شکایتدلسوز ما که آتش گویاست قند او←شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح پیغمبر اکرم (ص)عشق بهین گوهری است، گوهر دل کان او←شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح پدر خویش علی نجارسلسلهٔ ابر گشت زلف زره سان او←شمارهٔ ۱۸۳ - مطلع دوملشکر غم ران گشاد و آمد دوران او←شمارهٔ ۱۸۴ - مطلع سومدهر سیه کاسهای است ما همه مهمان او←شمارهٔ ۱۸۵ - در عزلت و حکمت و موعظه و ریاضت و انتباه و ارشادما را دلی است زله خور خوان صبحگاه←شمارهٔ ۱۸۶ - در تحقیق و وعظ و ذکر صفای صبحآوازهٔ رحیل شنیدم به صبحگاه←شمارهٔ ۱۸۷ - در عزلت و فقر و قناعت و تجریددر ساحت زمانه ز راحت نشان مخواه←شمارهٔ ۱۸۸ - در مدح عصمة الدین عمهٔ اخستانای در حرمت نشان کعبه←شمارهٔ ۱۸۹ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان بن منوچهرخورشید کسری تاج بین ایوان نو پرداخته←شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح ابوالفتح شروان شاه منوچهردر کام صبح از ناف شب مشک است عمدا ریخته←شمارهٔ ۱۹۱ - مطلع دومای تیر باران غمت، خون دل ما ریخته←شمارهٔ ۱۹۲ - مطلع سومباز از تف زرین صدف، شد آب دریا ریخته←شمارهٔ ۱۹۳ - در مدح ابو المظفر شروان شاه اخستان بن منوچهرصبح خیزان بین قیامت در جهان انگیخته←شمارهٔ ۱۹۴ - مطلع دومماه نو دیدی حمایل ز آسمان انگیخته←شمارهٔ ۱۹۵ - مطلع سوماین تویی کز غمزه غوغا در جهان انگیخته←شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح خاقان اکبر منوچهر شروان شاهدور فلک ده جام را از نور عذرا داشته←شمارهٔ ۱۹۷ - مطلع دومای در دل سودائیان، از غمزه غوغا داشته←شمارهٔ ۱۹۸ - مطلع سوماین آتشین کاسه نگر، دولاب مینا داشته←شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح صفوة الدین بانو و بیان توفیق ادای حج اوای در عجم سلالهٔ اصل کیان شده←شمارهٔ ۲۰۰ - در تهنیت عید و مدح جلال الدین شروان شاه اخستانبن منوچهرعید است و پیش از صبحدم مژده به خمار آمده←