→ سفریاتخواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۴۱ای لبت خنده بر شراب زده←شمارهٔ ۲۴۲آتش اندر آب هرگز دیده ئی←شمارهٔ ۲۴۳چو دستان برکشد مرغ صراحی←شمارهٔ ۲۴۴تبسّمت الزهر و المزن باک←شمارهٔ ۲۴۵ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری←شمارهٔ ۲۴۶ایا صبا خبری کن مرا از آن که تو دانی←شمارهٔ ۲۴۷کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی←شمارهٔ ۲۴۸چه چشم مست تو با خواب می کند بازی←شمارهٔ ۲۴۹بدینسان که از ما جهانی جهانی←شمارهٔ ۲۵۰نه آخر تو آنی که ما را زیانی←شمارهٔ ۲۵۱دلا بر عالم جان زن علم زین دیر جسمانی←شمارهٔ ۲۵۲چه کرده ام که بیکبارم از نظر بفکندی←شمارهٔ ۲۵۳چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی←شمارهٔ ۲۵۴کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی←شمارهٔ ۲۵۵کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی←شمارهٔ ۲۵۶ببار ای لعبت ساقی شرابی←شمارهٔ ۲۵۷ای که عنبر ز سر زلف تو دارد بویی←شمارهٔ ۲۵۸هیچ شکّر چو آن دهان دیدی←شمارهٔ ۲۵۹بر ماه فکنده طیلسانی←شمارهٔ ۲۶۰گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی←شمارهٔ ۲۶۱ای صبا با بلبلِ خوشگویْ گوی←شمارهٔ ۲۶۲برو ای باد بهاری بهدیاری که تو دانی←شمارهٔ ۲۶۳در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی←شمارهٔ ۲۶۴دی سیر برآمد دلم از روز جوانی←شمارهٔ ۲۶۵صبح وصل از افق مهر بر آید روزی←
→ صفحهٔ قبل۷ از ۷