شعر را زندگی کن
→ سفریاتخواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۰۱هیچ می دانی که دیشب در غمش چون بوده ام←شمارهٔ ۲۰۲گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم←شمارهٔ ۲۰۳ز باد نکهت زلف دو تات می جوئیم←شمارهٔ ۲۰۴ای شام زلفت بتخانه ی چین←شمارهٔ ۲۰۵هندوی آن کاکل ترکانه می باید شدن←شمارهٔ ۲۰۶گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون←شمارهٔ ۲۰۷بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن←شمارهٔ ۲۰۸بعقل کی متصوّر شود فنون جنون←شمارهٔ ۲۰۹ای غمزه ی جادویت افسونگر بیماران←شمارهٔ ۲۱۰هر زمان آهنگ بیزاریش بین←شمارهٔ ۲۱۱نی نگر با اهل دل هر دم به معنی در سخن←شمارهٔ ۲۱۲سرو را گل بار نبود گر بود نبود چنین←شمارهٔ ۲۱۳سنبل سیه بر سمن مزن←شمارهٔ ۲۱۴خطّ زنگاری نگر از سبزه برگرد سمن←شمارهٔ ۲۱۵ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان←شمارهٔ ۲۱۶ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان←شمارهٔ ۲۱۷زهی خطی بخطا برده سوی خطّه ی چین←شمارهٔ ۲۱۸یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان←شمارهٔ ۲۱۹ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن←شمارهٔ ۲۲۰خوشا چشمی که بیند روی ترکان←شمارهٔ ۲۲۱زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن←شمارهٔ ۲۲۲خویش را در کوی بیخویشی فکن←شمارهٔ ۲۲۳ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن←شمارهٔ ۲۲۴ای بوستان عارض تو گلستان جان←شمارهٔ ۲۲۵ای صبا غلغل بلبل بگلستان برسان←شمارهٔ ۲۲۶نه درد عشق می یارم نهفتن←شمارهٔ ۲۲۷ای هیچ در میان نه ز موی میان تو←شمارهٔ ۲۲۸صید شیران می کند آهوی رو به باز او←شمارهٔ ۲۲۹ترک من خاقان نگر در حلقه عشّاق او←شمارهٔ ۲۳۰دوش می کردم سئوال از جان که آن جانانه کو←شمارهٔ ۲۳۱زهی جمال تو خورشید مشرق دیده←شمارهٔ ۲۳۲ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته←شمارهٔ ۲۳۳زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده←شمارهٔ ۲۳۴ای سر زلف تو در حلقه و تاب افتاده←شمارهٔ ۲۳۵ای سنبله ی زلف تو خرمن زده بر ماه←شمارهٔ ۲۳۶ای بیتو مرا پر آب دیده←شمارهٔ ۲۳۷ای از شب قمرسا برمه نقاب بسته←شمارهٔ ۲۳۸دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه←شمارهٔ ۲۳۹ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده←شمارهٔ ۲۴۰روی این چرح سیه روی ستمکاره سیاه←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth