→ گزیدهٔ اشعارحاجب شیرازی
حاجب شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱عصر شیخوخیت افضل باشد از عهد شباب←شمارهٔ ۴۲روی و موی تو، ای تو رب و رب←شمارهٔ ۴۳بسته زلف چو زنجیر تو بس شیر نر است←شمارهٔ ۴۴ز روی، تا مه من زلف پر زتاب گرفت←شمارهٔ ۴۵نزد ما خوبترین هدیه به عالم ادب است←شمارهٔ ۴۶آنجا که هست بود تو باد بهار چیست؟←شمارهٔ ۴۷این جهان جای آرمیدن نیست←شمارهٔ ۴۸مرا که دل حرم خاص جاودانه توست←شمارهٔ ۴۹گر جهان دشمن جانند مرا جانان دوست←شمارهٔ ۵۰دوش در بر داشتم خورشید، ماه آمد گذشت←شمارهٔ ۵۱هر که زد بر آب و آتش حرق و غرقش باک نیست←شمارهٔ ۵۲قبله عالم و آدم همه جا کوی من است←شمارهٔ ۵۳هر آنکه واقف دم نیست بی شک آدم نیست←شمارهٔ ۵۴در ارض و سما غیر تو شمس و قمری نیست←شمارهٔ ۵۵معدوم گشت انصاف منسوخ شد مروت←شمارهٔ ۵۶روشنیم سر تا پا گر زمانه تاریک است←شمارهٔ ۵۷هر که حق گفت چو منصور نصیبش داراست←شمارهٔ ۵۸پادشاهان را خبر از عالم درویش نیست←شمارهٔ ۵۹هر که آمد گل ز باغ زندگانی چید و رفت←شمارهٔ ۶۰عاشق جانانه از جان بگذرد←شمارهٔ ۶۱صبح مؤذن چو کرد وصف تو بر بام، داد←شمارهٔ ۶۲چند بباید زدن از داد، داد←شمارهٔ ۶۳دادن جان گرچه بر ابناء عالم شاق بود←شمارهٔ ۶۴تا نسیم صبح، بر جهان وزید←شمارهٔ ۶۵صبحدم مغ بچه گان صف در میخانه زدند←شمارهٔ ۶۶ماه من گر طرف کاکل بشکند←شمارهٔ ۶۷چشم تو آهوی ختن پرورد←شمارهٔ ۶۸پیش بینان همه گفتند کسی می آید←شمارهٔ ۶۹یار آنقدر، به حسن بنازید و ناز کرد←شمارهٔ ۷۰خورشید اگر زانکه به سیمای تو ماند←شمارهٔ ۷۱نمیدانم چرا ساقی به کف ساغر نمیگیرد←شمارهٔ ۷۲معاشران به خدائیتی ثواب کنید←شمارهٔ ۷۳ای رخت آئینه مظاهر معبود←شمارهٔ ۷۴در لباس کثرت آن سر تا قدم وحدت درآمد←شمارهٔ ۷۵جم باز نظر به جام دارد←شمارهٔ ۷۶دلم چو صعوه به زلف تو آشیان دارد←شمارهٔ ۷۷هر آنکه جامه جان در محبتی بدرید←شمارهٔ ۷۸تا دست من ای دوست به دامان تو شد بند←شمارهٔ ۷۹ماه در، ابر بماند چو رخت جلوه نماید←شمارهٔ ۸۰آمد به فرخندگی، روز نجات ابد←