شعر را زندگی کن
→ ناصر بخاراییناصر بخارایی
ناصر بخارایی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱آیینهٔ‌ خدائی رخسار توست یارا←شمارهٔ ۲چون کعبهٔ وصل تو مقامست صفا را←شمارهٔ ۳ای چشم تو بر هم زده حال دل ما را←شمارهٔ ۴ببین به دیدهٔ ما، روی خویشتن یارا←شمارهٔ ۵نگارا، دلبرا، چابک سوارا←شمارهٔ ۶خلاف عهد نکردم به حسن عهد تو یارا←شمارهٔ ۷ما بی نصیب و آن همه حشمت رقیب را←شمارهٔ ۸ای باد بر سلام ز ما آن درخت را←شمارهٔ ۹چه نویسم و چه گویم،‌ صفت نگار خود را←شمارهٔ ۱۰چند پنهان سوزم و پوشیده دارم دود را←شمارهٔ ۱۱چون به کرشمه کژ کنی، طرف کلاه خویش را←شمارهٔ ۱۲از عقل نیست پیش تو رفتن چراغ را←شمارهٔ ۱۳گر سلسله جنبانی، گیسوی پریشان را←شمارهٔ ۱۴ای چشم تو کشیده، ابروی چون کمان را←شمارهٔ ۱۵نرگس مستت نشانده همچو گل در خون مرا←شمارهٔ ۱۶دوش آمد رخ زیبای تو در خواب مرا←شمارهٔ ۱۷آن سیه چرده که خورشید غلام است او را←شمارهٔ ۱۸می‌کشد عشق تو سوی خود دل دیوانه را←شمارهٔ ۱۹ساقی بیار جام شراب مغانه را←شمارهٔ ۲۰سلام من برسان ای صبا بخارا را←شمارهٔ ۲۱تا ز باریکی میانت تاب داده موی را←شمارهٔ ۲۲دریغ آخر ز روی من چه می‌داری نگاهی را←شمارهٔ ۲۳در میکده می در خمی، میگفت و میزد جوشها←شمارهٔ ۲۴همه بر قد بلند تو بود همت ما←شمارهٔ ۲۵مایل عشق خرابات است عقل پیر ما←شمارهٔ ۲۶گرفت ملک دلم حسن دلستان شما←شمارهٔ ۲۷ای خجل گل ز رنگ و بوی شما←شمارهٔ ۲۸تا جسته برق رویت از عکس روی زیبا←شمارهٔ ۲۹عاقبت رحمی کند بر درد ما، درمان ما←شمارهٔ ۳۰بیا که شاه نشین است صدر سینهٔ ما←شمارهٔ ۳۱دوش می‌دیدم دل گم گشتهٔ خود را به خواب←شمارهٔ ۳۲کتبت من دم عیش الیک الف کتاب←شمارهٔ ۳۳بر آب کار به که بسازیم کار آب←شمارهٔ ۳۴چشم تو سر بر نمی‌دارد ز خواب←شمارهٔ ۳۵چشم او مست است و در مستی شده مخمور خواب←شمارهٔ ۳۶گر گشایی ابر برقع، از حیا گردد گُل آب←شمارهٔ ۳۷رفتیم از دیار تو با دیدهٔ پر آب←شمارهٔ ۳۸زرد شد روی من از زحمت بیداری شب←شمارهٔ ۳۹سر مَحبت ز دل ما طلب←شمارهٔ ۴۰عشق و بیماری و درویشی و صد طعن رقیب←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth