→ ناصر بخاراییناصر بخارایی
ناصر بخارایی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ای به حسن از عالم انسان غریب←شمارهٔ ۴۲ز ما هر لحظه رنجیدن چه تعریب←شمارهٔ ۴۳خضر وقتم به وفا زنده و فارغ ز وفات←شمارهٔ ۴۴یک روز در کوی مغان زنار بندم عاقبت←شمارهٔ ۴۵چو ساقی خام خم در جام جم ریخت←شمارهٔ ۴۶کافِر چه گنه کرد و مسلمان چه عبادت←شمارهٔ ۴۷آن ترک سیه چشم که دل برد به غارت←شمارهٔ ۴۸ز نور مهر تو در ماه تاب است←شمارهٔ ۴۹خوشا وقت رندان هشیار مست←شمارهٔ ۵۰ای دم حضور صحبت جانان غنیمت است←شمارهٔ ۵۱کوی تو ای حور، ما را جنت است←شمارهٔ ۵۲عشق تو دُرٌی ست کان را جان عاشق قیمت است←شمارهٔ ۵۳مرا که همچو نی از آه و ناله برگ و نواست←شمارهٔ ۵۴بیا که تا اثری از وجود من بر جاست←شمارهٔ ۵۵دوش خون از دیده میراندم، سرشکم آگه است←شمارهٔ ۵۶گر راه حرم چون سر زلف تو درازست←شمارهٔ ۵۷ما را هوس صحبت جان پرور یار است←شمارهٔ ۵۸دهانت ذرهای گر تنگ بار است←شمارهٔ ۵۹اثری در قدح باده ز لعل یار است←شمارهٔ ۶۰بر جناب عشق دل بی قدر و جان بی قیمت است←شمارهٔ ۶۱بر خوان حسن تو نمکی از ملاحت است←شمارهٔ ۶۲هیچ دانی که چرا همنفس من بادست←شمارهٔ ۶۳هر دمت با مهربانان کین چراست←شمارهٔ ۶۴زلف سیاهت پیش رخ، هندو به مهتاب اندرست←شمارهٔ ۶۵به تمامی رخ تو ماه تمام دگرست←شمارهٔ ۶۶طاق ابروی تو پیوستهٔ دور قمر است←شمارهٔ ۶۷ز دل کباب و ز دیده شراب در نظر است←شمارهٔ ۶۸عذر روشن عشق را رویت بس است←شمارهٔ ۶۹می، کُمیتِ بادپایِ تند و تیز و سرکش است←شمارهٔ ۷۰از آتش می در خم خمار چه جوش است←شمارهٔ ۷۱مرا آستانت پناهی خوشست←شمارهٔ ۷۲ساقی بده آن باده که خورشید صبوح است←شمارهٔ ۷۳ای که خیال روی تو، نقش سراچهٔ دل است←شمارهٔ ۷۴فقیه کودن مسکین نه مرد صحبت ماست←شمارهٔ ۷۵مهر چون سایه ره نشین شماست←شمارهٔ ۷۶عمریست تا خیال تو در عهد جان ماست←شمارهٔ ۷۷تا تنم ای جان شیرین از وصال تو جداست←شمارهٔ ۷۸تا داغ مهر یار چو مه بر جبین ماست←شمارهٔ ۷۹جامهٔ مقصود دل، هست به قد تو راست←شمارهٔ ۸۰خدمت پیر مغان مذهب دیرینهٔ ماست←