شعر را زندگی کن
→ شاه نعمت‌الله ولیشاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۷۶۱آب حیات از لب ساقی به ما رسید←غزل شمارهٔ ۷۶۲نعمت الله باز با ما وا رسید←غزل شمارهٔ ۷۶۳او را به خود نبینی او را به او توان دید←غزل شمارهٔ ۷۶۴جام می گر به دست ما برسد←غزل شمارهٔ ۷۶۵چشمی که چشمهٔ آب از چشم ما روان دید←غزل شمارهٔ ۷۶۶نوریست که آن نور به آن نور توان دید←غزل شمارهٔ ۷۶۷در دیدهٔ ما نور رخ یار توان دید←غزل شمارهٔ ۷۶۸چشمم نورت در این و آن دید←غزل شمارهٔ ۷۶۹چشمم نورت در این و آن دید←غزل شمارهٔ ۷۷۰نقشش نه خیالی است که در خواب توان دید←غزل شمارهٔ ۷۷۱به چشم ما جهانی می توان دید←غزل شمارهٔ ۷۷۲در جهنم خراب می گردد←غزل شمارهٔ ۷۷۳چارپا در پی علف گردد←غزل شمارهٔ ۷۷۴دیده عمری به سر روان گردید←غزل شمارهٔ ۷۷۵گرد میخانهٔ دل به جان گردید←غزل شمارهٔ ۷۷۶عاشقانی که عشق می بازند←غزل شمارهٔ ۷۷۷جان و جانان هر دو باهم سرخوشند←غزل شمارهٔ ۷۷۸همه در بحر بیکران غرقند←غزل شمارهٔ ۷۷۹به علی رغم عدو باز زدم جامی چند←غزل شمارهٔ ۷۸۰کفر زلف او به ایمان کی دهند←غزل شمارهٔ ۷۸۱آنها که مقربان شاهند←غزل شمارهٔ ۷۸۲خلق دنیا مقلد قالند←غزل شمارهٔ ۷۸۳آتشی از عشق او در بزم ما افروختند←غزل شمارهٔ ۷۸۴بر هر دریکه رفتیم بر ما روان گشودند←غزل شمارهٔ ۷۸۵عاشقان از بیش و کم آسوده اند←غزل شمارهٔ ۷۸۶آفتابی را به مه بنموده اند←غزل شمارهٔ ۷۸۷کشتگان از دم او زنده شدند←غزل شمارهٔ ۷۸۸در ازل بر ما در میخانه را بگشوده‌اند←غزل شمارهٔ ۷۸۹خاکساران که گو به پاکردند←غزل شمارهٔ ۷۹۰عاشقان اول ز جان باز آمدند←غزل شمارهٔ ۷۹۱آفتابی را هویدا کرده اند←غزل شمارهٔ ۷۹۲گنج پنهانی که پیدا کرده اند←غزل شمارهٔ ۷۹۳آب حیات ماست که می نام کرده اند←غزل شمارهٔ ۷۹۴غرّهٔ ماه مبارک بین که غرّا کرده‌اند←غزل شمارهٔ ۷۹۵مشکلات ما چو حل ، وا کرده اند←غزل شمارهٔ ۷۹۶این خط نگر که بر رخ جانان کشیده اند←غزل شمارهٔ ۷۹۷عاشقان درش از درد دوا یافته اند←غزل شمارهٔ ۷۹۸آتش عشق همان دم که بر افروخته اند←غزل شمارهٔ ۷۹۹بحریان احوال دریا گفته اند←غزل شمارهٔ ۸۰۰مدام همدم جام شراب باشد رند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth