شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱جان بر لب است عاشق بخت آزمای را←شمارهٔ ۴۲هنگام آشتی ست بت خشمناک را←شمارهٔ ۴۳آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را←شمارهٔ ۴۴باز آرزوی آن بت چین می‌کند مرا←شمارهٔ ۴۵ز دور نیست میسر نظر به روی تو ما را←شمارهٔ ۴۶زمانه حله نو بست روی صحرا را←شمارهٔ ۴۷زهی بریخته بر لاله مشک سارا را←شمارهٔ ۴۸شفاعت آمدم، ای دوست، دیده خود را←شمارهٔ ۴۹بهار پرده برانداخت روی نیکو را←شمارهٔ ۵۰شناخت آنکه غم و محنت جدایی را←شمارهٔ ۵۱گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا←شمارهٔ ۵۲ای صبا، بوسه زن ز من در او را←شمارهٔ ۵۳مهر بگشای لعل میگون را←شمارهٔ ۵۴الا دمعی سارعت والهوا←شمارهٔ ۵۵بگذشت و نظر نکرد ما را←شمارهٔ ۵۶ای زلف چلیپای تو، غارتگر دین‌ها←شمارهٔ ۵۷ای باد، برقع برفگن آن روی آتشناک را←شمارهٔ ۵۸ای شهسوار، نرم ترک ران سمند را←شمارهٔ ۵۹باز دل گم گشت در کویت من دیوانه را←شمارهٔ ۶۰آورده ام شفیع دل زار خویش را←شمارهٔ ۶۱بشکافت غم این جان جگرخواره ما را←شمارهٔ ۶۲باز خدنگ شوق زد عشق در آب و خاک ما←شمارهٔ ۶۳بس بود اینکه سوی خود راه دهی نسیم را←شمارهٔ ۶۴بشکفت گل در بوستان آن غنچه خندان کجا←شمارهٔ ۶۵برو، ای باد و پیش دیگران ده جلوه بستان را←شمارهٔ ۶۶برقع برافگن، ای پری، حسن بلاانگیز را←شمارهٔ ۶۷بهر تو خلقی می کشد آخر من بدنام را←شمارهٔ ۶۸پرده عاشقان درد پرده کند چو روی را←شمارهٔ ۶۹بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شب‌ها←شمارهٔ ۷۰چو در چمن روی از خنده لب مبند آنجا←شمارهٔ ۷۱جانا، به پرسش یاد کن روزی من گم بوده را←شمارهٔ ۷۲چو خواهی برد روزی عاقبت این جان مفتون را←شمارهٔ ۷۳چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما را←شمارهٔ ۷۴دیوانه می کنی دل و جانِ خراب را←شمارهٔ ۷۵دلم در عاشقی آواره شد آواره‌تر بادا←شمارهٔ ۷۶رفت آنکه چشم راحت خوش می‌غنود ما را←شمارهٔ ۷۷رَخت صبوری تمام، سوخته شد سینه را←شمارهٔ ۷۸رسید باد صبا تازه کرد جان مرا←شمارهٔ ۷۹شبم خیال تو بس، با قمر چه کار مرا←شمارهٔ ۸۰عشق از پی جان گرفت ما را←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth