شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۷۶۱نه به بالای خوشت سرو خرامان روید←شمارهٔ ۷۶۲شب مرا در جگر سوخته مهمانی بود←شمارهٔ ۷۶۳وقتی آن کافر بی رحم از آن من بود←شمارهٔ ۷۶۴دوش در خواب مرا بابت خودکاری بود←شمارهٔ ۷۶۵باز عشق تو مرا مژده رسوایی داد←شمارهٔ ۷۶۶دوش آتش زدی و گریه مرا یاری داد←شمارهٔ ۷۶۷چشم مست تو که دی بر من بیتاب افتاد←شمارهٔ ۷۶۸آن عزیزان که همه شب به دل من گردند←شمارهٔ ۷۶۹جان فدای پسرانی که نکورو باشند←شمارهٔ ۷۷۰یار زیبای مرا باز به من بنمایید←شمارهٔ ۷۷۱باز با خویش گهی هم سخنش خواهم دید←شمارهٔ ۷۷۲یار باز آمد و بوی گل و ریحان آورد←شمارهٔ ۷۷۳خم زلف تو که زنجیر جنون می خوانند←شمارهٔ ۷۷۴منم امروز حدیث تو و مهمانی چند←شمارهٔ ۷۷۵باز بوی گل مرا دیوانه کرد←شمارهٔ ۷۷۶باز یاد آن شبم دیوانه کرد←شمارهٔ ۷۷۷باز زهره مطربی آغاز کرد←شمارهٔ ۷۷۸روی خوبت آفت جانی نمود←شمارهٔ ۷۷۹صبح چون از روی مشرق رو نمود←شمارهٔ ۷۸۰ابروی مانند ماهش بنگرید←شمارهٔ ۷۸۱خیمه نوروز بر صحرا زدند←شمارهٔ ۷۸۲عافیت را بر زمین گردی نماند←شمارهٔ ۷۸۳بزم ما را یک دو خواب آلوده اند←شمارهٔ ۷۸۴هر که را یاری چو تو سرکش بود←شمارهٔ ۷۸۵هر که را با تو سر و کاری بود←شمارهٔ ۷۸۶آنچه بتوان، در غمت جان می کشد←شمارهٔ ۷۸۷ترک من چون تیر مژگان برکشد←شمارهٔ ۷۸۸ای که بر من جور تو بسیار شد←شمارهٔ ۷۸۹آخر این دردم به درمان کی رسد←شمارهٔ ۷۹۰لعل شیرینی چو خندان می‌شود←شمارهٔ ۷۹۱شکل موزونت که در دل جا کند←شمارهٔ ۷۹۲گر کسی در عشق آهی می‌کند←شمارهٔ ۷۹۳بر رخت چون زلف پر خم بگذرد←شمارهٔ ۷۹۴هر که دل با دلربایی می نهد←شمارهٔ ۷۹۵مردمی نرگس او می داند←شمارهٔ ۷۹۶گل ز روی تو فرو می ریزد←شمارهٔ ۷۹۷دلم از بخت گهی شاد نبود←شمارهٔ ۷۹۸گر سخن زان لب چون نوش شود←شمارهٔ ۷۹۹زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد←شمارهٔ ۸۰۰یار قبا چست کرد، رخش به میدان برید←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth